جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

کاوشی در ریشه های تقابل فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره ای

چکیده:

تقابل فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره ای در قرن بیسـتم و تـداوم اخـتلاف میـان طرفین ،برخی از پژوهشگران را به تحقیق دربارة ریشه های این دودسـتگی و گاه جست وجوی راهی برای تقریب میان آن دو سـنت برانگیختـه اسـت . در میان این مطالعات ، نظربرنشـتاین وفریـدمن بازتـاب بیشـتری یافتـه اسـت . برنشتاین توجه به پراکسیس و عمل را عنصر مشترک در مکاتب فلسفی مهم معاصر معرفی میکند وفریدمن ریشه دودستگی را در برخورد سه فیلسـوف بزرگ معاصرکاسیرر،هایدگر وکارناپ در١٩٢٩ در شـهر داووس سـوئیس میبیند.از نظرفریدمن عامل دودستگی از لحاظ فلسفی،رویکرد به منطـق و از نظرسیاسی،موضع گیری له وعلیـه نازیسـم اسـت . امـا در مقابـل او تـام راکموراین اختلاف را به مسئله شـناخت برمـیگردانـد و تحویـل آن را بـه سیاست ناروامیداند. دراین مقاله نظربرنشتاین وفریدمن و منتقدان ایشـان مکینتایرو تام راکمور در مورد تقابل یادشده بررسی شده است

[pdf-embedder url=”https://ketabshenakht.com/wp-content/uploads/2020/09/ZEHN_Volume-12_Issue-48_Pages-131-154.pdf” title=”ZEHN_Volume 12_Issue 48_Pages 131-154″]

تحصیلات

سمت

دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بین الملل امام خمینی

تعداد صفحات

23

فصلنامه

فصلنامه علمی پژوهشی ذهن- دوره 12، شماره 48، زمستان 1391

نویسنده

عبدالرزاق حسامی فر

ناشر

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “کاوشی در ریشه های تقابل فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره ای”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.