جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

وجود لنفسه در فلسفه سارتر

چکیده:

سارتر با پذیرش مفهوم «روی­آورندگی» در فلسفۀ هوسرل اظهار می­دارد که آگاهی عبارت است از آگاهی از چیزی. آگاهی همواره دارای متعلّق است و به چیزی اشاره می‌کند که شناخته شده است. او، به واقعیتی به نام نومن که در پس فنومن‌ها یا پدیدارها قرار دارد معتقد نیست؛ و از سوی دیگر، پدیدارها را متکی به آگاهی یا فاعل شناسا نیز نمی‌داند. پدیدارها، خود تکیه‌گاه خود هستند. بدین ترتیب ما با دو نوع وجود مواجه می‌شویم: یکی آگاهی و دیگری متعلق‌های آگاهی یا پدیدارها. سارتر نوع اول را وجود لنفسه و نوع دوم را وجود فی‌نفسه می‌نامد. در این مقاله، پس از بررسی رهیافت پدیدارشناسانة سارتر، به ویژگی‌های وجود لنفسه از جمله عدم بودن و آزاد بودن؛ و همچنین به برخی از ساختارهای این نوع وجود مانند غیرشخصی بودن، غیرجوهری بودن و فقدان و میل، پرداخته می‌شود.

تحصیلات

سمت

استادیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

تعداد صفحات

19

فصلنامه

دوفصلنامه علمی-پژوهشی فلسفه دین ،دوره ۷، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۸۸

نویسنده

هدایت علوی تبار

ناشر

دانشگاه امام صادق (ع)

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “وجود لنفسه در فلسفه سارتر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =