جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

نظریۀ انگیزش الهیِ زاگزبسکی دربارۀ نسبت دین و اخلاق

چکیده:
نظریۀ انگیزش الهی نظریه‏ای است اخلاقی با بنیاد الهیاتی که در تلاش است، با خوانشی نو–ارسطویی و انگیزش–محور، نسبت بین دین و اخلاق را در چارچوب الهیات مسیحی تبیین کند. این نظریه که لیندا زاگزبسکی آن را مطرح کرده است، گونه‏ای نو از اخلاق فضیلت‏مدار را عرضه می‏کند که در آن انگیزه‏های الهی، به خصوص انگیزۀ عشق، بنیادِ حیات و زیستِ اخلاقی‏اند و این انگیزه‏ها هم به لحاظ وجودشناختی و هم به لحاظ تبیین‏شناختی پایۀ تمام اوصاف و ارزش‏های اخلاقی در نظر گرفته می‏شوند. این نظریه برای پیش‏برد مقصد خود از پنج گام بهره می‏برد. در گام اول تشخص خدا را اثبات می‏کند. در گام دوم نشان می‏دهد که خداوند از عالی‏ترین فضایل و انگیزه‏ها بهره‏مند است. در گام سوم انگیزۀ خداوند در فعل خلقت را انگیزۀ عشق معرفی می‏کند و آن را پایه‏ای‏ترین انگیزۀ الهی به شمار می‏آورد. در گام چهارم آموزۀ تشبه به خدا را پی‏گیری می‏کند و بر نقایص جدی این آموزه تأکید می‏کند. در گام آخر تلاش می‏کند تا این آموزه را با آموزۀ تجسد مسیح عجین کند و از نقایص آن بکاهد.

تحصیلات

شیما شهریاری: دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه تهران، پردیس قم، قم، ایران (نویسنده مسئول)
محسن جوادی: –

سمت

شیما شهریاری: –
محسن جوادی: استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران

تعداد صفحات

27

فصلنامه

دوفصلنامه علمی-پژوهشی فلسفه دین ،دوره ۱۲، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳

نویسنده

شیما شهریاری,

محسن جوادی

ناشر

دانشگاه امام صادق (ع)

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “نظریۀ انگیزش الهیِ زاگزبسکی دربارۀ نسبت دین و اخلاق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 6 =