جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

مقایسه انتقادی مدل‌های فرهنگی و مدل‌های آرمانی در علوم شناختی

چکیده:

در علوم شناختی این پیش‌فرض پایه‌ای حاکم است که دانش ذهنی اساساً دانشی دایرة‌المعارفی است که به واسطه بدن‌مندی با جهان بیرون در ارتباط می‌باشد؛ ازاین‏رو ذهن فاقد سازه‌های ذاتی برای تولید معناست و تنها ابزاری است که به جهان اطراف و تجربیات‌ ما معنا می‌بخشد. به این ترتیب است که در علوم شناختی فرایند معناسازی از طریق ذهن، مسئله‌ای مهم تلقی می‌شود و در همین راستا، برخی از رشته‌های علوم شناختی، مانند زبان‌شناسی و انسان‌شناسی شناختی، برای فهم این فرایند ابزار تحلیلی مختلفی را ابداع کرده‌اند. این مقاله به کمک بررسی انطباقی این ابزار تحلیلی بر آن است با معرفی مزایا و محدودیت‌های هر یک از این ابزار، درنهایت نشان دهد که چگونه زبان‌شناسی شناختی برای درک فرایند ساخت معنا در ذهن، به بافت‌مندی معنا در سپهر اجتماعی- فرهنگی زبان بی‌توجه بوده است و چه راه حلی برای رهایی از این مخمصه وجود دارد.

[pdf-embedder url=”https://ketabshenakht.com/wp-content/uploads/2020/09/ZEHN_Volume-18_Issue-71_Pages-117-141.pdf” title=”ZEHN_Volume 18_Issue 71_Pages 117-141″]

تحصیلات

لیلا اردبیلی:
دانشجوی دکتری رشته مردم‌شناسی دانشگاه تهران

سمت

امیلیا نرسسیانس:
گروه مردم شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ابراهیم فیاض:
گروه مردم شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

تعداد صفحات

28

فصلنامه

فصلنامه علمی پژوهشی ذهن- دوره 18، شماره 71، پاییز 1396

نویسنده

ابراهیم فیاض,

امیلیا نرسسیانس,

لیلا اردبیلی

ناشر

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “مقایسه انتقادی مدل‌های فرهنگی و مدل‌های آرمانی در علوم شناختی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.