مبناگرایی و مسئله معلوم مستقیم

چکیده:

مبناگرایی دیدگاهی است که طبق آن ساختار معرفت و توجیه معرفتی دو بخش دارد: 1. معرفت و توجیه استنتاجی؛ 2. معرفت‌های مبنایی و بی‌نیاز از توجیه. در نظریه معرفت چیزم اصل مربوط به ایده مبناگرایی به خاستگاه «خودنمون‌بودن حالات ذهنی» و معرفت «معلوم مستقیم» مربوط است. اما «سلرز» مدعی است این اصل برای صورت‌بندی «معلوم مستقیم» و «داده حسی» ناسازگار است و معلوم غیراستنتاجی ممکن نیست. دلیل نقض سلرز که با عنوان «اسطوره داده» یاد می‌شود، معرفی دووجهی نامطلوبی است که بر اساس آن اولا حالت خودنمون نمی‌تواند بی‌واسطه باشد، ثانیا اگر بی‌واسطه باشد، نمی‌تواند توجیه‌کننده مضمون باور مربوط به آن باشد. در این مقاله دو راه‌حل مورد بررسی قرار می‌گیرد: راه‌حل بونجور این است که با معرفی دو عنصر افزون بر خود تجربه حسی از وجه مفهومی متضمن آگاهی قضیه‌ای دفاع کند. راه‌حل فومرتن که بر اساس آن یک باور پایه در صورتی دارای توجیه غیراستنتاجی است که فرد با مجموع عناصری که برای صدق باور مورد نظر کافی هستند، به‌طورمستقیم آشنا باشد.

[pdf-embedder url=”https://ketabshenakht.com/wp-content/uploads/2020/09/ZEHN_Volume-15_Issue-58_Pages-35-58.pdf” title=”ZEHN_Volume 15_Issue 58_Pages 35-58″]

تحصیلات

مهدی عاشوری دانشجوی دکتری فلسفه علم، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

سمت

تعداد صفحات

24

فصلنامه

فصلنامه علمی پژوهشی ذهن- دوره 15، شماره 58، تابستان 1393

نویسنده

مهدی عاشوری

ناشر

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “مبناگرایی و مسئله معلوم مستقیم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.