عزت نفس در فقه (با نگاهی به آثار تربیتی آن)

دانشگاه علوم اسلامی رضوی

«عزّت نفس» هم در تعالیم دینی و هم در دانش روان شناسی به معنای ارزشیابی فرد درباره شخصیت خویش است. این شخصیت شامل اندیشه و رفتار می‌شود. از این رو، قضاوت فرد در هر یک از این موارد، عزّت نفس وی را تشکیل می‌دهد. گفتنی است این اصطلاح در فرهنگ دینی بیشتر به جنبه‌های معنوی انسان ناظر است و در دانش روانشناسی به ابعاد ظاهری، جسمانی و مادی نظر دارد. با وجود این، می توان با تعریفی یکسان از «عزّت نفس» به مقایسه زوایای دیگر بحث در این دو حوزه پرداخت.

دانش روانشناسی به دنبال افزایش عزّت نفس افراد است. تلاش در جهت افزایش عزّت نفس به این معناست که سعی شود افراد به اندیشه و رفتار خود، نگاهی مثبت داشته باشند. هر چه انسان به اندیشه و رفتار خویش بیشتر ایمان داشته باشد، از آثار مثبت عزّت نفس، بیشتر بهره‌مند می شود. بدین ترتیب، رضایت از اندیشه و رفتار، لازمه عزّت نفس مطلوب در دانش روانشناسی است.

اما در فرهنگ دینی افزایش «عزّت نفس» در همه حوزه‌ها مطلوب به نظر نمی‌رسد و نگاه مطلوب اسلام نسبت به عرصه های مختلفِ شخصیتیِ خود، متفاوت است.

انسان مؤمن به منظور ارزش‌گذاری بر اندیشه‌ها و گرایشهای خویش، در مرحله اول باید انطباق آن با حق را بررسی کند. چنان‌چه تمام یا بخشی از آن را غیر منطبق با حق یافت، به اصلاح باورهایش اقدام می‌کند و پس از اطمینان از انطباق، نسبت به گرایشهای فکری خویش، ارزش فوق العاده‌ای قائل است. در این مرحله است که باید به منظور افزایش عزّت نفس خود، هر چه می‌تواند کوشش کند. در آموزه‌های دینی به مؤمنین تأکید کرده‌اند که از ارزش والای باورها و گرایشهای حق مدار خویش غفلت نورزند؛ بلکه بدان افتخار کرده، نسبت به آن شکرگزار باشند و حتّی در تقویت باورها نیز تلاش نمایند.

«عزّت نفس» مؤمن نسبت به عملکرد گذشته‌ی خویش، بالا نیست. از مؤمن انتظار می‌رود از رفتار پیشین خویش، ناراضی باشد و همواره خود را مقصّر و بدهکار خدای تعالی بداند؛ با این وجود، این حالتِ تذلّل در پیشگاه خدای تعالی، نباید به گونه‌ای باشد که نگاهی حقارت‌آمیز از سوی دیگران را در پی داشته باشد.

از آن جا که «اعتماد به نفس»، تشابه نسبتاً زیادی با «عزّت نفس» دارد، تبیین سنجش آن، نقش مهمی در شناخت سنجش عزّت نفس دارد؛ از این رو، لازم است نحوه‌ی سنجش اعتماد به نفس را در دو حوزه توانمندی های بالقوه و بالفعل بررسی کنیم.

مؤمن بر این باور است که از توانمندی های بالقوه فراوانی بهره‌مند است و از این جهت، اعتماد به نفس بالایی دارد. اما نسبت به توانمندی های بالفعل خود، می‌بایست به گونه‌ای دقیق عمل کند؛ نه درباره‌ی نعمت های الهی غافل و بی‌توجه باشد و نه با تصورات واهی، توانمندی‌های خود را بیش از اندازه‌ی خویش به شمار آورد.

حفظ عزّت نفس و یا اذلال آن، منشأ احکام متعددی است. این احکام به بابی خاص از فقه منحصر نبوده، بلکه در ابواب مختلف، پراکنده است. با این وجود، دلایلی هم که فقها برای اثبات احکام مزبور تمسک کرده‌اند، گوناگون است. در پژوهش حاضر در مجموع به پنج دلیل اشاره شده است. برخی از این ادله به صورت احکام ثانوی، منجر به صدور احکامی مرتبط با عزّت نفس می‌شوند؛ مانند قاعده نفی حرج و نفی ضرر و بعضی نیز بیانگر حکم اولیه‌اند؛ مانند ادله حرمت اذلال نفس و ذلّت پذیری.

از سوی دیگر، گستره و تنوع احکام مرتبط با عزّت نفس، بیانگر نقش پررنگ و تأثیر گذار عزّت نفس در احکام فقهی است. با تأملی در این احکام و دلایل آنها به روشنی می‌توان دریافت که این عامل مهم تربیتی، احکام اولیه‌ی فقهی را در موارد مختلف، تغییر می‌دهد. به دیگر سخن حفظ عزّت نفس و پرهیز از خواری و ذلّت که در مباحث تعلیم و تربیت و مباحث اخلاقی، بحثی مهم و عاملی اثر گذار به شمار می‌رود، در دانش فقه نیز مورد توجه قرار گرفته و زیر بنای احکام فراوانی است. تأثیر این عامل مهم تربیتی در گستره فقه به گونه‌ای است که می‌توان آن را به عنوان یک قاعده‌ی فقهی نیز مطرح کرد تا فقیهان و مجتهدان همواره در اظهار نظرهای فقهی، این عامل را بسان قواعد دیگر فقهی در نظر داشته باشند؛ که البته تبیین چنین قاعده‌ای را در مباحث آتی، پی می‌گیریم.

«عزّت نفس» بالا و یا پایین در مسیر بندگی انسان و تربیت الهی او، جایگاه ویژه‌ای دارد. بر این اساس، مؤمنانی که از «عزّت نفس» خویش صیانت می‌کنند، در نزد خدای تعالی محبوبترند و از این روست که احکام متعددی برای حفظ و مراقبت از آن از سوی شارع مقدس، صادر شده است.

از این رو، شایسته است با بهره‌گیری از سایر آموزه‌های دینی، اولاً تأثیرات تربیتی «عزّت نفس» از ابعاد مختلف، بررسی شود؛ و ثانیاً آسیب های «عزت نفس» تبیین گردد تا بتوان از آثار و فوائد این مقوله تربیتی ـ اخلاقی بیشتر بهره‌مند شد. لذا بخش سوم، به دو فصل، اختصاص یافت. فصل اول از آثار تربیتی «عزت نفس» سخن گفتیم و در آن به چهارده اثر با استفاده از آموزه‌های دینی اشاره کردیم؛ و در فصل دوم به آسیب شناسی «عزت نفس» پرداختیم و در ضمن آن، نُه آسیب «عزت نفس» را ارزیابی نمودیم.

موضوع:

فقهی تربیتی

 

مخاطبان اصلی:

طلاب سطوح عالی حوزه

 

مسائل اصلی:

جایگاه عزت نفس در فقه چیست؟

چه احکامی متاثر از عزت نفس است؟

پیوند فقه و تربیت در حوزه عزت نفس کدام است؟

آیا می توان عزت نفس را به عنوان قاعده ای فقهی مطرح کرد؟

چه آثار تربیتی بر عزت نفس فقهی مترتب است؟

 

اهداف:

یک. شقافیت پیوند بین مباحث فقهی و تربیتی ـ اخلاقی را شفاف‌تر می‌کند.

دو. دانستن آثار تربیتی احکام، می‌تواند در کاربردی شدن آنها مفید باشد؛ چه این‌که در برخی افراد، انگیزه مضاعفی در پایبندی بیش از پیش به اوامر الهی ایجاد می‌کند.

سه . تبیین آثار تربیتی و ارتباط وثیق آن با مباحث فقهی، گویای این واقعیت است که شارع مقدس به ابعاد مختلف زندگی انسان، توجه داشته است، لذا بهترین مرجع برای تامین نیازهای معنوی و روحی انسان، دین مبین اسلام است.‌

چهار. به چرایی و فلسفه چنین احکامی در فقه، کمک قابل توجهی خواهد کرد.

 

نتایج:

عزت نفس با همان مفهوم روانشناسی آن در فقه جایگاه والایی دارد و احکام فراوانی متاثر از آن است.

اهیمت عزت نفس ایمانی در جامعه ایمانی به گونه ای است که حتی می توان در این جهت به قاعده ای فقهی ملتزم شد.

آثار و برکات عزت نفس در تربیت انسان متعدد و فراوان است.

 

ویژگی ممتاز و انحصاری اثر:

پیوند بین بحث مهم تربیتی عزت نفس و فقه

جمع آوری و دسته بندی احکام مرتبط با عزت نفس در فقه

بررسی تاسیس قاعده فقهی در باب عزت نفس

 

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “عزت نفس در فقه (با نگاهی به آثار تربیتی آن)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 19 =