شرق شناسی و مهدویت

بسياري از انديشمندان غربي و شرق شناسان درباره مباحث مهدويت و مفاهيم مربوط به آن به بحث و گفت و گو پرداخته اند و در اين راستا مسائل متعددي را مطرح نموده اند. پاره اي از آنان، مستقيم به مبحث مهدويت پرداخته و مسأله را از ديدگاه و منظر اعتقادي مسلمانان بررسي نموده اند. اما علاوه بر آنان نيز دسته اي ديگر از انديشمندان و دين پژوهان غربي وجود دارند که مسأله منجي‌گرايي و موعودگرايي را نه از ديدگاه اسلام، بلکه از نگاه ديگر اديان محاسبه نموده اند که مباحث آنان از جهت تطبيقي و مشابهت با انديشه‌هاي اسلامي قابل استفاده است. آنان از مسأله منجي‌گرايي و بازگشت مسيح و يا ظهور يک شخصيت آسماني در ديگر اديان ابراهيمي سخن گفته اند؛ به طوري که اين دسته از انديشمندان با وجود آنکه مستقيم درباره مهدويت سخن نگفته اند، اما چون مسأله منجي‌گرايي و ديگر مدخل هاي مربوط به مسأله همچون هزاره گرايي، نجات، بازگشت مسيح، ارض ملکوت، و امثال آن، همانند و نظير مسأله مهدويت است، از اين رو مباحث آنان در اين باره مي تواند مورد استفاده عرصه مهدويت‌پژوهي قرار گيرد.

شرق‌شناسی و تمدن اسلامی
درباره پرسش‌هايي همچون معناي شرق و قلمرو آن و معناي مستشرق يا شرق‌شناس و اينکه آيا شرق‌شناسي رشته‌اي علمي است يا مکتب و يا شرق‌شناسي از چه زماني شروع شده است، سخنان و نظرات زيادي بيان شده است، اما در تعريف اين مفاهيم، با هر سليقه يا گرايش خاص، آنچه از اهميت ويژه‌ برخوردار است، بررسي آن دسته از آراء و نظرياتي است که انديشمندان غربي درباره مسأله‌‌ مهدويت بيان نموده‌اند، حال چه در حوزه شرق‌شناسي، فردي متخصص باشد، يا اينکه صرفاً درباره يک موضوع از تمدن شرق همچون مهدويت، پژوهش‌ کرده و به معناي دقيق علمي شرق‌شناس نباشد.
همواره در بحث از مستشرقان و شرق‌شناسي که به معناي شناخت تمدن‌هاي شرقي توسط انديشمندان غربي است، اهداف و نيات آنان مورد توجه قرار گرفته است و شرقيان به جهت تاريخ پر از استعمار خود، بيشتر نسبت به اين پرسش حساس بوده‌اند که آيا فلان شرق‌شناس داراي اهداف استعماري، تبشيري و تبليغي بوده است يا خير، ولي کمتر به اين پرسش توجه شده است که روش‌شناسي شرق‌شناسان در شناخت شرق چه بوده است و اينکه آنان از چه روشي در شرق‌شناسي استفاده نموده‌اند که اين نتايج را به همراه داشته است و چرا ميان شرق‌شناسان در نگاه به شرق، اين همه تفاوت وجود دارد، به طوري كه گاه بعضي از اين نگاه‌ها موافق با فرهنگ شرقيان و بعضي ديگر مخالف با نگرش آنان است از اين رو سزاوار است که به روش‌شناسي شرق‌شناسي، اهتمام و توجه بيشتري گردد و در اين باره آثاري مستقل نوشته شود و مشخص گردد که چرا بعضي از شرق‌شناسان مدعي هستند که شرقيان توانايي ندارند که خود را بشناسند و بر اين باورند که اين امر بايد توسط غربيان صورت پذيرد، به علاوه اين روش‌شناسي در غرب‌شناسي هم مورد نياز است و شرقيان هم در شناخت غرب شديداً نيازمند روش‌شناسي و اسلوب مناسب هستند تا بتوانند در شناخت تمدن غرب، نظر و نگرشي صائب و نافذ داشته باشند.
در واقع آن دسته از دين‌پژوهان غربي كه سال‌هاي زيادي از عمر خويش را به مطالعه سرزمين‌هاي شرقي و يا اسلامي پرداخته و به شناخت فرهنگ و تمدن شرقي دست يازيده‌اند، شرق‌شناس گويند. اگر فرهنگ را در معناي جديد و جامعه‌شناسانه آن به كار ببريم كه كليه آداب و سنن، مذهب، تاريخ، زبان، مردم‌شناسي، بوم‌شناسي و ديگر عناصر يك سرزمين را شامل مي‌شود و سپس مروري به آثار مكتوب در اين حوزه‌ها داشته باشيم، خواهيم ديد بخشي از كارهاي تحقيقي و پژوهشي در اين حوزه‌ها كه پيرامون فرهنگ شرقي است، توسط محققان غير بومي و شرق‌شناس صورت پذيرفته است.
مستشرق محققي غربي است که شرق متعلق شناسايي او است. در واقع وي مي‌کوشد تا تمدن و فرهنگ خاصي از سرزمين‌هاي شرق را مورد شناساییخويش قرار دهد و بدون آنکه لزوما به آن تمدن دلدادگي داشته باشد، در صدد شناخت و شناسايي آن است. از اين‌رو اگر کسي که به دين و يا تمدني از شرق وفادار است، لزوماً شرق‌شناس نيست؛ همان طور که اگر کسي از يک علم و يا عرصه‌اي از عرصه‌هاي تمدن غرب استفاده مي‌کند، لزوما غرب‌شناس نيست. شرق‌شناس يا غرب شناس کسي است که به مطالعه و بررسي شرق يا غرب از منظري بيروني و به صورت معرفت درجه دوم مي‌پردازد و در صدد شناخت آن است، از اين‌رو به کسي که در هنر خاصي فعاليت مي‌کند و يا به طور مثال شاعر است، هنرشناس يا شعر شناس نمي‌گويند، بلکه هنرشناس يا شعرشناس کسي است که در اين عرصه‌ها به پژوهش و تحقيق مي‌پردازد، هر چند که هنرمند و يا شاعر نباشد.

موضوع:
مهدویت از دیدگاه شرق‌شناسان

 

مخاطبان اصلی:
دانشجویان و اساتید دانشگاه و حوزه و پژوهشگران و محققینی هستند که در حوزه مهدویت و اندیشه‌ های مستشرقین در باره مهدویت تحقیق می‌کنند.

 

مسائل اصلی:
در این کتاب به نگرش مستشرقان درباره اندیشه مسلمانان در باره مهدویت پرداخته شده است. با توجه به اینکه مستشرقان از منظر خود به جهان اسلام و تمدن‌های شرقی می‌پردازنند،‌ ‌از این‌رو در این کتاب تلاش شده است تا نگرش آنان به این مساله در تمدن اسلامی بررسی شود و نقاط مثبت و منفی افکار آنان مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

 

نتایج:
این کتاب در مساله نگاه شرق‌شناسان به مهدویت نخستین کتاب جدی در این زمینه بوده است و قبل از این کتاب، اثر درخوری پیرامون مساله مذکور نوشته نشده بود و با توجه به اینکه زاویه دید مستشرقان به مساله مهدویت و دیگر مباحث متفاوت با نگاهی است که شرقیان دارند،‌از این رو در این کتاب تلاش شده است که آراء و نظرات آنان و جنبه‌های مثبت و منفی افکارشان مورد توجه قرار گیرد.

 

دیدگاه‌های دیگر در مورد مسئله اصلی:
اولا که معمولا نگرش به مهدویت از جانب معتقدین به آن بحث بوده است و در این کتاب دیدگاه افرادی که هیچ گونه دلدادگی به مساله مذکور ندارند، مورد بررسی واقع شده است. نگاه مستشرقان به مساله مهدویت دارای جنبه‌های مثبت و منفی بوده است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

 

محورهای پیشنهادی برای پژوهشگران:
با توجه به این که کتاب مذکور تنها به تعداد محدودی از مستشرقان و د یدگاه آنان درباره مهدویت پرداخته است، طبیعی است که در دوران جدید افراد زیادی درباره مساله مهدویت کتاب نوشته‌اند که بسیاری از این آثار ترجمه نشده و نقد و بررسی نشده‌اند. دانشجویان و پژوهشگران می‌توانند به افرادی که در دوران جدید به مهدویت پرداخته‌اند، پرداخته و آراء‌و نظراتشان را بیان کنند.

 

محدودیت‌های پژوهش:
با توجه به این که به زبان‌های متفاوت جهان مطالب، کتاب و مقاله درباره مهدویت نوشته شده است، یکی از ضعف‌‌های مسلم این است که پژوهشگران دوران جدید به زبان اشراف نداشته‌اند و اگر بنده و یا دانشجویان به زبان‌های مختلف همچون فرانسه، آلمانی،‌ایتالیایی و … تسلط داشتیم، می‌توانستیم کتاب های زیادی را درباره مساله شرقشناسی و مهدویت تالیف کنیم.

سال نشر

۱۳۹۱

تیراژ

۱۰۰۰

نوبت چاپ

دوم

تعداد صفحات

۳۷۶

شابک

۹۷۸-۹۶۴-۷۴۲۸-۸۸-۰

نویسنده

سید رضی موسوی گیلانی

ناشر

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “شرق شناسی و مهدویت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 − یک =