رویکردهای تاریخ نگاری هزاره‌ها

چکیده:
تاریخ نگاری معاصر افغانستان حکومتی و دستوری بوده است که بنابر سیاستهای حاکمیت، نقش اقوام غیر پشتون در آن کم رنگ یا نادیده گرفته شده­است. از این رو اقوام دیگر به آن واکنش نشان داده و تلاش کرده­اند روایت خود از تاریخ را بیان کنند. در این میان مورخان هزاره بیشترین و جدی­ترین عکس­العمل را به صورت نگارش­های تاریخی نسبت به دیگر اقوام ارائه کرده­اند. هدف این نوشتار بررسی رویکردهای تاریخ نگاری هزاره­هاست. از انجایی که تاریخ نگاری هزاره­ها نوعی واکنش به تاریخ نگاری رسمی بوده در بسیاری از مولفه­ها از جمله رویکردها شبیه به آن عمل کرده است. سه رویکرد سیاسی، قومگرایانه و باستانگرایانه در تاریخ­نگاری هزاره همانند تاریخ نگاری رسمی قابل ردیابی است.
در رویکرد سیاسی مورخان هزاره همانند تاریخنگاری رسمی سعی در برجسته کردن سهم و نقش هزاره­ها و شخصیتها و بزرگان خود در تحولات سیاسی اجتماعی کشور و سلسله­های حکومتی متعلق به هزاره­ها کرده­اند. در رویکرد قومی هم همانند تاریخ­نگاری رسمی، مورخان هزاره­ها تلاش کرده­اند که در مورد گروه قومی خود بنویسند و سیر تحولات و رویدادها را با محوریت قوم هزاره در نظر بگیرند. اما در ارتباط با اقلیتهای شیعی درون جامعه هزاره نظیر سادات، توجهی نکرده­اند. در رویکرد باستانگرایانه که تلاش برای ساخت هویت و قدمتی دیرینه برای یک گروه یا مردم است، مورخان هزاره در پاسخ به تلاشهای تاریخنگاری رسمی کوشیده­اند اصالت، دیرینگی و قدمت مردمان هزاره را با تمسک به یافته­های باستان شناسانه و برجسته کردن تئوری بومی بودن و آریانی بودن هزاره ها اثبات کنند.
مورخان هزاره اما به رویکردهای دیگری مانند رویکرد فرهنگی و اجتماعی هم توجه کرده­اند که درتاریخ نگاری رسمی کمتر دیده می­شود.

سمت

سیدمحمدجمال موسوی:جامعه المصطفی

تعداد صفحات

23

فصلنامه

فصلنامه علمی- پژوهشی-مطالعات تاریخی جهان اسلام دوره 8، شماره 15 بهار و تابستان 1399

نویسنده

سیدمحمدجمال موسوی

ناشر

جامعه المصطفی العالمیه

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “رویکردهای تاریخ نگاری هزاره‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.