رویا انگاری وحی

در ابتدای کتاب جایگاه بحث و پیشینه آن مورد بررسی قرار می گیرد و مدعای جناب سروش در باب رؤیا انگاری وحی شرح داده می شود.
دکتر سروش سه ادعا را در مقالات اخیر خود طرح کرده است. نخست دعوی اینکه قرآن از سنخ مشاهدات پیامبر (ص) است نه شنیده های ایشان و کلام خداوند. دوم اینکه این مشاهدات نبوی در عالم رؤیا رخ داده است و سوم اینکه زبان این کتاب نیز رؤیاگونه است و فهم آن نیازمند خواب گزاری و تعبیر است.
وی توصیفی بودن زبان قرآن را شاهدی بر مدعای اول خود می گیرد و در این زمینه نمونه آیاتی را ذکر می کند. در فصل دوم کتاب این شاهد به نقد کشیده می شود و آشکار می شود که توصیفی بودن قرآن، دلالتی بر این ندارد که توصیفگر آن کیست. علاوه بر اینکه آیات متعدد قرآن و از جمله همین نمونه های ذکر شده در کلام دکتر سروش به وضوح نشان می دهد که توصیفگر در آنها خداوند است.
ساختار خطاب گونه بودن قرآن در آیات متعددی مشهود است، اما جناب سروش بر اساس برخي مباني فلسفي يا عرفاني فرضيه خود را منافي سخن خدا شمردن وحي نمي‌داند و بدين ترتيب مي‌خواهد خود را به عنوان يک متکلم معرفي کند نه يک فيلسوف دين. در ادامه فصل دوم با بررسي لوازم مباني فلسفي و عرفاني مورد نظر جناب سروش، معلوم می شود که اين مباني نمي‌توانند باني فرضيه وي باشند.
فصل سوم به بررسي مدعاي ديگر آقاي سروش اختصاص دارد، اينکه وحي در رؤيا اتفاق افتاده ‌است. وي براي اين سخنش به شواهد نقلي و همچنين مؤيدات درون‌متني قرآن تمسک مي‌کند و وحي و معراج را از يک سنخ و هر دو را رؤيا مي‌بيند. در این فصل شواهد تاریخی وی مورد بررسی قرار می گیرند و با نگاه جامع به گزاره های نقلی آشکار می شود که این گزاره ها نه تنها به سود دعوی جناب سروش نیستند، بلکه شاهدی قوی در رد سخن او محسوب می شوند.
تکرارهای قرآنی، پریشانی آیات قرآن و تناقض های قرآنی از دیگر شواهد درون متنی است که جناب سروش بر آن پای می فشارد. در این فصل علاوه بر اينکه عقيم بودن ادله نشان داده می شود، نقليات و شواهدي مطرح می شود که خلاف سخن وي را اثبات مي‌کند.
تحلیلی که جناب سروش درباره معراج دارد نیز دچار اشکالاتی است که باعث سوء تفاهم در شناخت ماهیت معراج می شود. علاوه بر اینکه اساساً مقایسه مسأله معراج با وحی قرآنی، قیاسی مع الفارق است.
فصل چهارم کتاب به ادعای اخیر سروش می پردازد که در واقع ادعایی زبان شناختی است. وي زبان قرآن را رمزآلود و محتاج به تعبير معرفي مي‌کند. اين سخن نه تنها با آنچه خود قرآن از زبان خود بيان‌ مي‌کند تنافي دارد، با سخنان دريافت‌کننده وحي نيز سر سازگاري ندارد. علاوه بر اينکه منجر به از بين رفتن مهمترين صفت قرآن، يعني هدايتگري آن مي‌شود.
به عبارت دیگر حتی اگر قرآن در خواب بر پیامبر(ص) نازل شده بود، باز هم از سنخ کلام خداوند بود و قواعد تفسیر متن بر آن حاکم بود نه قواعد تعبیر خواب. همچنین با مراجعه به آیات قرآن، شأن نزول آنها و احادیث تفسیری آشکار می شود که بسیاری از عناصر و مفاهیم قرآنی، مانند ملائکه، اجنه، جبرئیل و پدیده های مربوط به قیامت که طبق دیدگاه دکتر سروش عناصری رؤیایی هستند، عناصر واقعی و مربوط به عالم بیداری هستند و جناب سروش به دلیل اینکه از نظر هستی شناختی نتوانسته است وجود واقعی آنها را بپذیرد مجبور به تغییر دادن دیدگاه زبان شناختی خود شده است و با صرف نظر از این مبنای هستی شناختی نادرست، هیچ شاهد زبان شناختی برای این ادعا وجود ندارد.
در بخش پایانی کتاب برخی از لوازم سخن دکتر سروش بیان می شود. بی اعتبار شدن استدلال های قرآنی و فقدان واقع نمایی ضابطه مند از جمله مهمترین آنهاست.
به طور خلاصه این کتاب با نقد شواهد دکتر سروش و ذکر شواهد متعدد عقلی و نقلی نشان می دهد وحي قرآني، کلام و خطابي است معرفت‌بخش و واقع‌نما و ناظر به حقايق عالم بيداري که – غالبا يا دائما در ظرف بيداري- از سوي خالق هستي به پيامبرش القاء شده است.

موضوع:
وحی شناسی- نقد دیدگاه سروش درباره وحی قرآنی

مخاطبان اصلی:
متخصصین علوم قرآن و فلسفه دین و علاقه مندان به این مباحث

مسائل اصلی:
آیا وحی قرآنی چنان که دکتر سروش ادعا می کند از سنخ رؤیای رسولانه است؟
آیا پیامبر(ص) در قرآن صرفاً روایتگر مکاشفات خود است یا اینکه الفاظ قرآن را از خداوند دریافت کرده است؟
بر اساس شواهد درون متنی قرآن و وقایع تاریخی پیرامون نزول وحی چه قضاوتی در این باره می توان داشت؟
در فهم آیات قرآن، آیا باید مکانیزم تفسیر متن به کار گرفته شود یا مکانیزمی همچون تعبیر رؤیا؟

اهداف:
کتاب در صدد است با توجه به شواهد مختلف درون متنی و برون متنی قرآن، همراه با در نظر گرفتن رویدادهای تاریخی پیرامون نزول وحی، با نگاهی پدیدار شناسانه برخی از ویژگی های وحی قرآنی را در یابد، مانند اینکه آیا الفاظ قرآنی از سوی خداوند به پیامبر نازل می شود و اینکه کلام خداوند بودن قرآن به چه معنایی است.
از سوی دیگر کتاب به ادله و شواهد دکتر سروش توجه دارد و با بررسی محتوایی و تاریخی آنها در پی آن است که ببیند مدعای ایشان در رؤیاانگاری وحی آیا اعتبار دارد یا خیر.

نتایج:
این تحقیق نشان می دهد شواهد متعددی وجود دارد که وحی قرآنی در بیداری به پیامبر(ص) نازل شده است و از سنخ روایتگری مکاشفات نیست، بلکه سخنانی است که خداوند به او القا کرده است و برای فهم آن باید مکانیزم تفسیر متن را به کار برد، نه مکانیزم تعبیر رؤیا را.
شواهد قرآنی دکتر سروش بر رؤیا انگاری وحی نادرست است و با توجه به سیاق آیات قبل و بعد و با رجوع به تفاسیر و شأن نزول این آیات مشخص می شود که آنها از سنخ روایتگری مکاشفات نیستند.
آنچه دکتر سروش تحت عنوان پریشانی و بی نظمی آیات قرآن، تکرارهای قرآنی و تناقضات قرآنی مطرح می کند و آنها را شاهدی بر رؤیا بودن قرآن و نیازمندی آن به تعبیر می شمارد نادرست است و نمی تواند مدعای او را ثابت کند.
هرچند رؤیاهای پیامبر(ص) با یک رؤیای معمولی فرق دارد و خود می تواند حقایقی را کشف کند، اما وحی قرآنی را نمی توان از سنخ رؤیا دانست، زیرا در وحی قرآنی ویژگی هایی هست که حتی در رؤیای رسولانه نیز وجود ندارد.
مراجعه به خود وحی و سخنان دریافت کننده وحی، بهترین راه برای کشف حقیقت وحی است و با در نظر گرفتن اصول عقلایی فهم متن مشخص می شود قرآن خود را به عنوان کلام خدا معرفی می کند نه مشاهدات پیامبر(ص).

ویژگی های ممتاز و انحصاری اثر:
این کتاب به نقد یکی از نظرات اخیر دکتر سروش می پردازد و در این زمینه تقریباً می توان گفت اولین اثر مکتوبی است که نگارش شده است. در این نوشتار استدلالات دکتر سروش ذکر می شوند و نقدها و اشکالات آنها بیان می شود. در این راستا با تفکیک میان سه ادعای دکتر سروش(رؤیت بودن وحی – رؤیا بودن وحی – نیاز به تعبیر داشتن وحی) و همچنین تقسیم بندی استدلالات وی، نظم و چینش منطقی و قابل فهمی به مخاطب عرضه می شود.
توجه به ساختار متن قرآن، ارجاعات زیاد به آیات متعدد قرآن و احادیث پیامبر(ص) و معصومین(ع) ضمن حفظ رویکرد پدیدارشناسانه در بحث به غنای این بحث افزوده است. توجه به وقایع تاریخی پیرامون نزول وحی و تحلیل عقلانی کلام خدا بودن قرآن نیز از جمله ویژگی های خاص این اثر است.

دیدگاه‌های دیگر در مورد مسئله اصلی:
اندیشمندان اسلامی از دیرباز قرآن را کلام خدا و الفاظ آن را نازل شده از سوی خداوند می دانستند و هیچ گاه وحی را در حد یک رؤیا و کشف و شهود نبوی تنزل نمی دادند. گرچه برخی فلاسفه ارتباطاتی میان خواب و وحی برقرار کرده بودند (ر.ک: فارابي،‌ فصوص الحكمه و شرحه، ص164تا174؛ همو، آراء اهل المدينه الفاضله و مضاداتها، باب24و25؛ ابن سينا، المبدأ و المعاد، ص117؛ سهرودي، مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج4، ص239؛ اخوان الصفا، رسائل اخوان الصفا و خلان الوفاء، ج4، ص89؛ ملاصدرا، المظاهر الالهيه في اسرار العلوم الكماليه، ص151و152) اما تفاوتی اساسی میان دیدگاه آنها با سخن آقای سروش وجود دارد.
فلاسفه بر این تأکید دارند که وحی یک رابطه طرفینی بین نبی و خدا است و گونه ای ارتباط با حقایق عالم واقع است که پیامبر کاشف آن حقایق است نه خالق آنها. درست بر خلاف آقای سروش که وحی را امری درونی و مربوط به خیال متصل نبی می داند. همچنین فلاسفه وحی در بیداری را نیز می پذیرند بر خلاف جناب سروش که آن را منحصر در عالم خواب می کند. همچنین فلاسفه بر خطاب گونه بودن وحی، شنیدنی بودن و کلام خدا بودن آن تأکید دارند. (ر.ک: ابن سينا، الشفاء(الالهيات)، ص 402؛ مجمع البحوث الاسلاميه، شرح المصطلحات الفلسفيه، ص334و403 و التهانوي، كشف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج2، ص1682 و فارابي، فصوص الحكمه و شرحه، ص122و123 و اسفرايني نيشابوري، شرح كتاب النجاه لابن سينا(قسم الالهيات)، ص512و513 و ميرداماد، القبسات، ص397 و همو، مصنفات ميرداماد، ص537و539و540 و ملاصدرا، الشواهد الربوبيه في المناهج السلوكيه، ص377 و همو، اسرار الآيات، ص46و47و53و54 و همو، الحكمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، ج7، ص8و9 و رازي، المباحث المشرقيه في علم الالهيات و الطبيعيات، ج2، ص523و524)
بنابراین نمی توان سخن فلاسفه را همسو با دکتر سروش قلمداد کرد. می توان گفت ادعای جناب سروش در راستای سخن کسانی قرار می گیرد که وحی را نوعی تجربه دینی قلمداد می کنند. این دیدگاه بیشتر از سوی نواندیشان دینی مطرح شده است و در سخن اندیشمندان اسلامی پیشین جایگاهی ندارد.

محورهای پیشنهادی برای پژوهشگران:
در این تحقیق به مدعای سروش و شواهد آن پرداخته شد. در نگاهی گسترده تر می توان به خاستگاه های گوناگونی که باعث شکل گیری این ادعا شده است پرداخته شود. اینکه چه مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی زمینه ساز این نظر شده است و یا اینکه وحی در این دیدگاه از چه اندیشمندانی تأثیر پذیرفته است و سیر تفکرات او چگونه منجر به چنین نظرگاهی شده است.
همچنین با نگاهی تفصیلی تر به حالات پیامبر(ص) هنگام دریافت وحی و توصیفاتی که در این زمینه شده است می توان گامی دیگر به شناخت حقیقت وحی نزدیک شد.

فهرست مطالب:

فصل اول:
مقدمه
1-1: پيشينه تحقيق
2-1:‌ روش تحقيق
3-1: مفهوم شناسي
1-3-1: وحي قرآني
2-3-1: تجربه ديني
3-3-1: رؤيا
4-3-1: تفسير
5-3-1: تأويل
6-3-1: تعبير
4-1: پيشينه رؤياانگاري وحي
5-1: جايگاه استدلال به آيات و روايات

فصل دوم:
قرآن، مشاهدات پيامبر(ص) يا كلام خداوند؟
1-2: شواهد قرآني آقاي سروش
1-1-2: نمونه اول: آيات پاياني سوره مائده
2-1-2: نمونه دوم: آيات پاياني سوره زمر
3-1-2: آيات توصيفي روز قيامت ناظر به گذشته است يا آينده؟
4-1-2: نمونه سوم: آيات آغازين سوره واقعه
5-1-2: وحي از منظر وحي
6-1-2: وحي از منظر دريافت‌كننده وحي
2-2:‌ جمع بندي

فصل سوم:
وحي، مشاهده در خواب يا بيداري؟
1-3: نقليات تاريخي و احاديث
2-3: نشانه‌هاي متني و ساختاري قرآن
1-2-3: پريشاني و بي نظمي آيات
2-2-3: تكرارهاي قرآني
3-2-3: تناقض‌هاي قرآني!
3-3: رويا انگاري سائر تجربيات پيامبر (ص)
1-3-3: معراج
4-3: جمع بندي

فصل چهارم:
وحي نيازمند تعبير يا تفسير؟
1-4: هشياري پيامبر (ص) در خواب
2-4: تفاوت وحي قرآني و ديگر رؤياهاي نبوي
3-4: زبان وحي از منظر وحي
4-4: زبان وحي از منظر مفسر وحي
5-4: عناصر رؤيايي از منظر آقاي سروش
1-5-4: ناديده‌ها
2-5-4: ديدني‌ها
6-4: خدشه در استدلال هاي قرآني
7-4: نفي مجاز
8-4: ملاك تعبير
9-4: جمع بندي
5- نتيجه‌
منابع

سال نشر

۱۳۹۶

تیراژ

۱۱۰۰

نوبت چاپ

اول

تعداد صفحات

۲۳۰

شابک

۹۷۸-۶۰۰-۱۹۵-۳۳۳-۰

نویسنده

ابوالفضل ساجدی,

حامد ساجدی

ناشر

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “رویا انگاری وحی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + هفت =