جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

روابط مذهبی ایران و عثمانی در دوره نادرشاه افشار

چکیده:
سرزمین مغرب اسلامی از آغاز گسترش اسلام تا قرن چهارم هجری، پذیرای دولت­های اسلامی از جمله ادریسیان (372-172ﻫ.ق) بوده است. بنا به اقتضای همجواری سرزمینی، همسودی و همچنین حفظ منافع از جمله در عرصه اقتصادی، گاه میان دولت­های مغرب‌نشین و دولت امویان اندلس (422-138ﻫ.ق) نیز پیوندی سیاسی به وجود آمده است که به دلیل جدا بودن اندلس از مغرب، آنان را در حاشیه مناسبات با مغرب قرار داده است و زمینه دخالت دوجانبه امویان و دولت­های مغرب‌نشین همچون ادریسیان را در امور سرزمین­های همدیگر فراهم کرده است. تقارن میان دولت­های مذکور، به نزدیکی در روابط میان آنها انجامیده است. این روابط و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر و به­ویژه در رفتار سیاسی ادریسیان با امویان اندلس، شکل‌دهنده سؤالاتی شده است که عبارت‌اند از اینکه: علل مؤثر بر رفتار سیاسی دولت شیعی ادریسیان با دولت امویان اندلس چه بود؟ و چه نتایجی برای این دولت داشته است؟
پاسخ دادن به این پرسش­ها، برای رسیدن به تبیین رفتار سیاسی شکل گرفته است و دولت ادریسیان غالباً برای رسیدن به قدرت، حفظ آن، تثبیت مشروعیت خود و به طور کلی، چگونگی کسب و حفظ قدرت، نوعی از رفتار سیاسی را که غالباً مسالمت‌آمیز بود، در پیش گرفت. بر این اساس، پژوهش حاضر در صدد است تا با روش تاریخی متکی بر توصیف و تحلیلی، رفتار سیاسی دولت­ ادریسیان را با دولت امویان اندلس بر مبنای ساختار قدرت در مکتب کثرت­گرایان، مورد بررسی قرار دهد.