جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

حق بر شهروندی؛ گذار از وضع طبیعی به سوی جامعه مدنی

چکیده:
انسان، موجودی عقل‌بنیاد، خودآئین و در نتیجه ارزشمند است که تنها به صِرف انسان بودن و نه برخورداری از ویژگی خاص یا موقعیت ممتاز، از پاره‌ای استحقاقات ذیل عنوان حقوق بشر برخوردار می‌گردد. حق­های بشری، حق­ادعاهایی فراتأسیسی، غیر قابل سلب، اسقاط و انتقال بوده و از این رو، نقش دولت‌ها در رابطه با آنها، نقشی صرفاً اعلامی است.  با این همه، نیاز انسان‌ها به تعامل دائمی با یکدیگر برای تأمین نیازهای خویش از یک سو، و واقعیت بروز تعارضات پی­درپی در روابط بین‌الانسانی از دیگر سو، موجب می‌شود تا بقاء در صحنه منازعه‌آمیز اراده‌های بشری، مستلزم برخورداری از حمایت قدرت عالی سیاسی باشد. بر این اساس، افراد با صرف­نظر کردن از بخشی از حقوق طبیعی خویش در چارچوب پیمان مؤسس، جامعه مدنی را پایه‌گذاری نموده و دولت را می‌آفرینند. افرادی که به این نحو اقدام به تأسیس دولت می‌کنند، شهروند قلمداد گردیده و از پاره‌ای حق‌های مدنی و سیاسی در محدوده جغرافیایی مشخص بهره‌مند می‌گردند. بنابراین از منظر مبانی موجهه‌ساز حقوق بشر که در ادبیات دینی ما نیز مورد تاکید است ، شهروندی، خود یک حق بنیادین بوده و فراتر از آن، پیش‌شرط برخوردای از تمامی حق‌های انسانی است.

سمت

مهناز بیات کمیتکی :استادیار گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
مهدی بالوی :استادیار گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران
رقیه عسکرزاده مزرعه :کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد تهران مرکز

تعداد صفحات

23

فصلنامه

فصلنامه علمی- پژوهشی-تطبیقی حقوق اسلام و غرب دوره 7، شماره 1 – شماره پیاپی 08 بهار 1399

نویسنده

رقیه عسکرزاده مزرعه,

مهدی بالوی,

مهناز بیات کمیتکی

ناشر

دانشگاه قم

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “حق بر شهروندی؛ گذار از وضع طبیعی به سوی جامعه مدنی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × پنج =