جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

جغرافیا، فصل مشترک اندیشه‌های تاریخی ابن‌خلدون و حمدالله مستوفی قزوینی

چکیده:
ابن­ خلدون متفکر، مورخ و جامعه­شناس معروف مسلمان شمال آفریقا، نه ‌تنها با حمدالله مستوفی قزوینی محقق و مورخ ایرانی عصر مغول، در یک دوره زمانی نزدیک به هم می‌زیسته‌اند، بلکه از جهاتی دیگر نیز با هم همانند هستند. هر دو اندیشمند، در دستگاه اداری و دیوانی عصر خود، دارای مناصبی بودند. در این میان، دانش جغرافیا تأثیری عمده در اندیشه و تألیفات آنان ایفا نموده است. با وجود فاصله مکانی و جغرافیایی که از یکدیگر داشته­اند، می­توان حمدالله مستوفی را نزدیک­ترین مورخ و مؤلف ایرانی به ابن‌خلدون به­شمار آورد که متأثر از اندیشه واقع­بین خود، جغرافیا را بستر و زمینه شکل­گیری حوادث تاریخی می­دانست. اگرچه سیر تمدنی سرزمینی آنان متفاوت است، اما در زمینه رویکرد به علم جغرافیا، با یکدیگر اشتراکاتی دارند.
با توجه به مطالب فوق، این پژوهش می­کوشد با روش توصیفی ـ تحلیلی، به مهم­ترین اشتراکات جغرافیایی ابن­خلدون و حمدالله مستوفی اشاره کند. نتایج این پژوهش، حکایتگر آن است که این دو پژوهشگر، با دو رویکرد متفاوت جغرافیایی به «تاریخ» و «اجتماع» عصر خویش می­نگریسته­اند. ابن‌خلدون، دانش جغرافیا را عاملی مؤثر بر شکل­گیری و ارتقای اجتماع بشری قلمداد می­کند؛ درحالی‌که مستوفی آن را مایه وحدت و انسجام و حفظ هویت ایرانی و اندیشه ایران­شهری می­داند. همچنین، ابن­خلدون به مفهوم آفریقای پس از موحدون، و حمدالله مستوفی به مفهوم ایران­شهر پس از ایلخانان، توجه­ای ویژه دارد.