جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

تحلیلی بر تغییر مضامین شیعی سکه‌ها با برآمدن افغان‌های غلزائی (1135-1142 ه.ق)

چکیده:
هنگامی که گسستی در جامعه به وجود می­آید، این بحران باید به نحوی در قالب بازنمایی حل شود. نوشته­های روی سکه­ها یک جریان مداوم در طول تاریخ بوده، که در هر دوره تغییرات خاص خود را داشته است. این تغییرات بالطبع متاثر از نگرش سیاسی و مذهبی فرمانروایانی بوده که در امر سکه­ها دخالت داشته اند.
در اوایل قرن دهم هجری شاه اسماعیل، حکومت مرکزی و قدرتمند صفویه را بنیان نهاد و مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام نمود. نکته بسیار مهم در این دوران تغییر بسیار معنادار مضامین و هویت سکه‌های صفوی است. نقش بستن نام پادشاهان صفوی، القاب و جملاتی در وصف ارادت و وابستگی آنان به خاندان نبوت و امامت اطهارD است؛ اما با حمله افغان‌ها و تصرف اصفهان به دست آنها، ابتدا محمود افغان و سپس اشرف افغان به سلطنت رسیدند. با روی کار آمدن این دو حاکم سنی مذهب تغییر اساسی در کلمات و عبارات سکه‌ها به‌وجود آمد. اما پس برافتادن حکومت غلجایی­ها در ایران، فرمانروایان متاخر صفویه بار دیگر از اشعار مذهبی و عبارات شیعی در جهت اثبات ارادت به خاندان نبوت و ائمه اطهارD را در سکه­ها به کار بردند و خود را وابسته آنان نامیدند.
مسأله این پژوهش بررسی محتوای سکه­های دوره افغان­های غلزایی به عنوان دوره­ای پرتنش از منظر بحران مشروعیت و اندیشه­های مذهبی و جایگاه سکه به عنوان بازتاب و انتقال این مفاهیم و تحول آنها است. نتایج این پژوهش حاکی از این است که این تغییر بر روی سکه‌ها پس ازدو قرن حکومت شیعه مذهب صفویه زده شد، نکته­ی بسیار مهم از لحاظ تقابل مذهبی در این مقطع تاریخی است و آثار هنری و به طور خاص سکه­های این دوران می­تواند نمایشگر ظهور مضامین و نشانه­های جدید باشد. هدف پژوهش این است که با شیوه ترکیبی میدانی و کتابخانه­ای و به روش تاریخی – تحلیلی به بررسی سیر تحول مضامین وشعائر مذهبی، نگرش حکمرانان افاغنه غلزائی از نقر این شعائر و بازشناسی آنها با یکدیگر پرداخت.