جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

بساطت وجود در حکمت متعالیه و مشاء

چکیده:

امور عامه نقش مهمی در قبول یا رد نظریات مطرح در فلسفه ایفا می‌کند. از جمله مسائلی که ملاصدرا برخلاف حکمای مشاء، در امور عامه مطرح کرده «بساطت وجود» است. تفاوت نگرش به وجود در حکمت متعالیه و مشاء در چه بوده که یکی آن را به عنوان مقدمه مشترک ورود به فلسفه پذیرفته و دیگری آن را کنار نهاده است؟ هدف از طرح و پاسخ به این سؤال، یافتن نگرش حکمت متعالیه به بنیادی‌ترین مسأله فلسفه و تفاوت این نگاه با نگرش حکمت‌های پیش از آن است. نوشتار حاضر به روش تحلیلی مقایسه ای سعی دارد، به منظور پرداختن به تفاوت دو نگاه مشاء و متعالیه به مسأله بساطت وجود، ضمن تفکیک بساطت مفهوم و حقیقت وجود، به برخی مبانی مورد نیاز برای طرح مسأله بسیط بودن وجود و همچنین آثار و نتایج آن در فلسفه را اشاره نماید. مشائین حقیقت وجود را صرفا واقعیتی انتزاعی معرفی می‌کنند که عقل در تحلیل خود از اشیای جهان هستی بدان نائل می‌شود؛ در مقابل حکمت متعالیه برای حقیقت وجود، عینیت خارجی و واقعیتی برتر از انتزاعیِ صرف قائل است و با نگرش تشکیکی، عامل کثرات را در خود وجود و عامل وحدت‌بخش آن می‌یابد. لذا مشاء، بایستی مسأله بساطت وجود را صرفا مربوط به عالَم ذهن بداند، در حالی که حکمت متعالیه آن را به عالَم عین هم سرایت می‌دهد. در تبیین نگاه متعالیه می‌توان از قاعده بسیط الحقیقه کمک گرفت.

تحصیلات

محمد عبا س زاده جهرمی –
غلامرضا فیاضی –

سمت

محمد عبا س زاده جهرمی استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه جهرم
غلامرضا فیاضی استاد مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره).

تعداد صفحات

22

فصلنامه

فصلنامه حکمت اسرا پژوهشگاه علوم وحیانی معارج دوره 6، شماره 4 – شماره پیاپی 22، پاییز و زمستان 1393،

نویسنده

غلامرضا فیاضی,

محمد عباس زاده جهرمی

ناشر

پژوهشگاه علوم وحیانی معارج

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “بساطت وجود در حکمت متعالیه و مشاء”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − یازده =