داخل رو نگاه کنید

بررسی و نقد نظرهای گنتزن و هکین دربارة نقش قواعد ساختاری و عمل‌گری در تعریف ثوابت منطقی

چکیده:
گنتزن قواعد سیستم منطقی را به دو دستة «قواعد عمل‌گری» و «قواعد ساختاری» تقسیم می‌کند. مقصود وی از قواعد عمل‌گری، قواعد معرفی و حذف یک ثابت منطقی است. قواعد ساختاری بیان‌کنندة ویژگی‌های مبنایی یک استدلال است به‌‌ گونه‌ای که هر تغییری در آن‌ها سبب تغییر کل سیستم می‌شود. وی در آثار خود به این نکته اشاره داشته است که معنای ثوابت منطقی صرفاً از طریق قواعد عمل‌گری قابل حصول است این نکته زیربنای رویکرد استنتاج‌گرایی به معناداری ثوابت منطقی است. چرا قواعد عمل‌گری و ساختاری مجموعاً به عنوان تعریف ثوابت منطقی لحاظ نشود؟! پیکاک با این پرسش مبنای رویکرد استنتاج‌گرایی را به چالش می‌کشد. ایان هکین در پاسخ به این ادعا، استدلال می‌کند که پذیرش ایدة پیکاک، منجر به عدم پایستاری خواهد شد. در این مقاله پس از بررسی دقیق مفهوم قواعد ساختاری و بیان تمایز آن با قواعد عمل‌گری، استدلال هکین را ارزیابی و نقد خواهیم کرد و در نهایت راه‌کاری برای مسئله ارائه می‌شود.

تحصیلات

مرتضی مزگی‌نژاد دانشجوی دکتری، دانشگاه تربیت مدرس

سمت

لطف‌الله نبوی دانشیار گروه حکمت و فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس سیدمحمدعلی حجتی دانشیار گروه حکمت و فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس

تعداد صفحات

21

فصلنامه

فصلنامه منطق پژوهی دوره 6 شماره 1

نویسنده

سید محمدعلی حجتی,

لطف الله نبوی

ناشر

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “بررسی و نقد نظرهای گنتزن و هکین دربارة نقش قواعد ساختاری و عمل‌گری در تعریف ثوابت منطقی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =