جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

بررسی تمایز هستی‌شناسی یونانی و اسلامی؛ در بسترِ فلسفۀ ارسطو و ابن‌سینا

چکیده:

متافیزیک یا هستی‌شناسی مهمترین جریان فلسفه یا به تعبیری کل جریان فلسفه در تاریخ است. ارسطو و ابن‌سینا، هر یک جداگانه تأثیر ژرفی بر تاریخ متافیزیک گذاشته‎اند. ارسطو به عنوان مؤسس متافیزیک توانست با تسلط بر کل جریان فلسفۀ یونان برای نخستین بار اقدام به ایجاد نظام جامع فلسفی کندکه تقریباً تمام مباحث متافیزیکی بعد از خود را پوشش داده و تاریخ آن همواره باید ناظر به ارسطو نوشته شود. اما فلسفۀ ابن‌سینا برخلاف ابن‌رشد با فلسفۀ ارسطو فاصلۀ بسیار گرفت؛ بنابراین می‌توان از دو هستی‌شناسی متمایز سخن گفت که در تاریخ متافیزیک از قرون وسطا تا هگل به‌روشنی مطرح هستند، چه‌بسا اثر ابن‌سینا بیش از ارسطو بر تاریخ متافیزیک حک شده باشد! پژوهش حاضر به‌دنبال این است که به‌طور بنیادین و بر اساس نحوۀ جهان‌نگری این دو فیلسوف زمینۀ بازخوانی تاریخ فلسفه را هموار کند، به‌طوری که بنیاد متفاوت نظرات فلسفی آنها کاملاً متمایز و آشکار شود. روش مورد نظر پژوهش، پدیدارشناسی هرمنوتیک است که به دنبال پیدا کردن بنیاد متفاوت  اندیشه در این دو تطور متافیزیکی است.

تحصیلات

سمت

سعیده امینی 1 حامد ناجی اصفهانی 2
1 فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)،اصفهان، ایران

2 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات، دانشگاه اصفهان

تعداد صفحات

24

فصلنامه

فصلنامه حکمت اسرا پژوهشگاه علوم و حیانی معارج دوره 10، شماره 2 – شماره پیاپی 32، پاییز و زمستان 1397،

نویسنده

حامد ناجی اصفهانی,

سعیده امینی

ناشر

پژوهشگاه علوم وحیانی معارج

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “بررسی تمایز هستی‌شناسی یونانی و اسلامی؛ در بسترِ فلسفۀ ارسطو و ابن‌سینا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 15 =