جلد پشتی
پیش نمایش

بررسی تطبیقی مبناگرایی خطاناپذیر دکارت و علّامه طباطبائی

فصلنامه علمی-پژوهشی ذهن، دوره 16، شماره 64، زمستان 1394

چکیده:

«یقینی‌بودن معرفت» و «بداهت آن» دو مؤلفه‌ای بنیادی است که دیدگاه معرفت‌شناختی دکارت و علامه طباطبائی را در یک افق مشترک قرار می‌دهد. بدون شک، هر دو فیلسوف، زمانی «معرفت» را بدیهی می‌دانند که به یقینی‌بودن آن، باور داشته باشند. از این حیث، «یقینی‌بودن معرفت» تنها عاملی است که هر یک از آنان را به سوی «مبناگرایی خطاناپذیر» سوق داده است. با این وصف، مبناگرایی سنتی این دو معرفت‌شناس صرفا درباره «فطریات» همپوشانی و همسویی خود را نشان می‌دهد. علامه طباطبائی با رعایت «سلسله‌مراتب معرفت» و تأکید بر «اولیات» قلمرو مبناگرایی خطاناپذیر خویش را به حوزه‌های دیگری نیز تسری می‌دهد؛ اما دکارت صرفا «بداهت» را در قالب «تصورات فطری» می‌پذیرد؛ به همین دلیل روش و غایت معرفت‌شناختی دکارت، تا حدود زیادی متفاوت از روش و غایت معرفت‌شناسی علامه طباطبائی است. عدم انحصارگرایی علامه طباطبائی در باب این تصورات، امتیازی مؤثر در مبناگرایی این فیلسوف مسلمان به شمار می‌رود. بدون شک این‌گونه نگرش در عرصه «بدیهیات»، استحکام مبانی عقلی و برهانی، پشتوانه‌ منطقی‌بودن «اصل امتناع تناقض» و…، چالش‌های فراروی مبناگرایی دکارتی را پشت سر گذاشته، از این جهت، کارآمدی خود را در توجیه ساختار معرفت، به‌خوبی نشان می‌دهد.

دانلود فایل
نویسنده

یحیی صولتی

تحصیلات

سمت

یحیی صولتی پژوهشگر و استادیار مدعو پژوهشگاه معارف اسلامی

تعداد صفحات

18

فصلنامه

فصلنامه علمی پژوهشی ذهن- دوره 16، شماره 64، زمستان 1394

ناشر

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “بررسی تطبیقی مبناگرایی خطاناپذیر دکارت و علّامه طباطبائی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × دو =