بررسی انتقادی چیستی فلسفۀ دین

چکیده:

فلسفة دین ، هم بر اساس الهیات مسیحی تعریف شده و هم به طور پسینی بـه سرشـت آن توجه شده است . امروزه هر دو وجه به گونه ای بنیادین در تعریف فلسفة دین نقـد می شوند و باید تلاشی نظاممند در طـرح نظریـة رقیـب صـورت داد. تـاکنون نـه تنهـا دربارة این دو وجه در تعریـف ، پژوهشـی شایسـته صـورت نگرفتـه ، بلکـه ـ بـه بـاور نویسنده ـ التفات خوبی نیز به آنها نشده است . در این مقاله دو مسئله بررسی می شود؛ نخست آنکه عیـان مـی کنـد تعریـف رایـج از فلسفة دین ، تعریفی محدود و ناقص است و بـا غفلـت از «امکـانهـای» ادیـان دیگـر صورت پذیرفته و رویکرد فلسفی را به الهیاتی تقلیل می دهد. این تقلیل پـذیری، تنهـا به تقویت رویکرد الهیاتی مودی نشـده، بلکـه بـه مدافعـه گـروی روی خواهـد آورد. همچنین خصلت فلسفی را که تفکر و نقد است ، به محاق می برد. دوم آنکـه تعریـف رایج از فلسفة دین ، اساسا تعریفی پسینی است . مهم ترین نقیصـة ایـن رویکـرد، نبـود نگاه استعلایی به تعریف است . به بیاندیگـر بـا تعریـف پسـینی ، جامعیـت در تعریـف مورد خدشه قرار می گیرد و نمی توان نسبتی آزاد با ماهیت فلسفة دیـن برقـرار کـرد. نتیجة این رویکرد، نداشتن تعریفی صحیح خواهد بود.

تحصیلات

سمت

قاسم پورحسن
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

تعداد صفحات

25

فصلنامه

فصلنامه علمی-پژوهشی قبسات، شماره 76،سال 20، تابستان1394

نویسنده

قاسم پورحسن

ناشر

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “بررسی انتقادی چیستی فلسفۀ دین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =