. امکان سنجی تعقیب کیفری آمران ترور شهید سلیمانی

چکیده:
زمینه‌های گسترده‌ی کیفرگریزی تروریست‌ها، به خصوص در جنایات نوپدید و دولتی، بر فراوانی ارتکاب این اقدامات تروریستی اثر گذاشته و موجبات توسعه‌ی فزاینده‌ی شیوه‌های ضد بشری آنها، در سطح منطقه‌ای و جهانی را فراهم ساخته است. دستور بی‌سابقه و اعلام رسمی ترور اشخاص مورد حمایت بین‌المللی، از جمله فرمانده سپاه قدس توسط رئیس دولت ایالات متحد امریکا، مصداق جنایتی است که ناقض معاهدات، قواعد عرفی و اصول حقوقی بین‌المللی بوده و اشکال نوین آن که از سوی رؤسای سایر دول تقلیدپذیر است، صلح و ثبات جامعه جهانی را تهدید می‌کند. نظر به این که اقدام تروریستی در قلمرو سرزمینی یک کشور خارجی و با مباشرت اتباع بیگانه ارتکاب یافته، کشور قربانی به سهولت قادر نیست تا به تعقیب آمران و مباشران آن حادثه بپردازد. به این دلیل که اقدام تروریستی، خارج از قلمرو جمهوری اسلامی ایران واقع شده و اصل صلاحیت سرزمینی که مبنای تعیین محاکم ذیصلاح و تشخیص قوانین حاکم بر آنهاست، قابل اجرا نمی‌باشد. عبور از این مانع اساسی و یافتن راهکارهای قانونی، برای دستیابی به مقررات حاکم و مرجع ذیصلاح با کاوش در لایه‌های صلاحیتی نهادهای بین‌المللی، چالش‌هایی هستند که در این مقاله با روش مطالعه توصیفی-تحلیلی به آن پرداخته شده است. راهبردهایی نظیر اعمال اصول صلاحیتی جانشین، استفاده از ظرفیت همکاری دول ذیربط، ظرفیت­سازی حقوقی مبتنی بر تدابیر تجربه شده در جامعه جهانی پاسخ های اجراپذیر حل مسئله را تشکیل می‌دهند.

. بسط مدل مفهومی مراتب و مراحل تحول اخلاقی با تأکید بر آرای ارسطو

چکیده:

معنای فضیلت در فلسفه اخلاق ارسطو از منظر چیستی و ماهیت به صورت صریح مورد بحث قرار گرفته است ولی چگونگی رشد و تحول فضیلت و مراحل آن به صورت واضح تشریح نشده است. ازاین‌رو این مقاله در پی آن است تا مراحل ارسطویی رشد و تحول فضایل اخلاقی و ویژگی های هر مرحله را با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی استخراج نماید. برای انجام این مهم در گام اول با بررسی ادبیات پژوهشی در این حوزه چارچوب اولیه یا همان مراتب و مراحل تحول فضیلت مشخص شد و درگام بعد با تحلیل متن کتاب اخلاق نیکوماخوس ویژگیهای هر مرحله استخراج گردید. نتایج نشان می دهند که در کل مراتب و مراحل تحول اخلاقی عبارت‌اند از مرحله اخلاق توده‌­وار، مرحله ناپرهیزکاری اخلاقی، مرحله پرهیزکاری اخلاقی و در نهایت مرحله فضیلتمندی. یافته­ها نشان می­دهد که در مرحله اخلاق توده­وار افراد لزوما شرور محسوب نمی‌شوند ولی مسائل اخلاقی برای آنها موضوعیت و الویت نداشته و نسبت به مسائل اخلاقی بی تفاوت هستند. در مرحله ناپرهیزکاری اخلاقی افراد دانش اخلاقی کاملی را در اختیار نداشته و این دانش ناقص به عمل اخلاقی ختم نمی‌شود. در مرحله پرهیزکاری اخلاقی افراد دانش اخلاقی بالایی دارند و این دانش به عمل اخلاقی ختم می‌شود ولی التذاذ اخلاقی به صورت کامل رخ نمی‌دهد. در نهایت افراد در مرحله آخر دانش اخلاقی را به عمل اخلاقی ختم کرده و درعین‌حال از عمل اخلاقی خود التذاذ کافی اکتساب می‌نمایند.

“تزکیه” به مثابه “تربیت سلبی” در برابر “تدسیه” به مثابه” تربیت ایجابی”!

چکیده:

یکی از چالش‌های اصلی در تعلیم و تربیت امروز، غلبه یافتن وجه ایجابی آن بر وجه سلبی و هجوم بی امان طرح‌ها و برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی در مدارس و مراکز فرهنگی و تربیتی است که بدون توجه به اصل تزکیه (آماده سازی ورغبت انگیزی) ارائه می‌شود و موجب ناهمخوانی و بلکه تعارض و تضاد بین درون دادها و برون دادها می‌گردد. در این مقاله سعی شده است وجه سلبی تربیت در قالب مفهوم قرآنی “تزکیه” از نظر مبانی، رویکرد و روش با وجه ایجابی آن مقایسه گردد تا از این طریق بتوان به الگوی برخاسته از تعالیم قرآنی و عرفانی تربیت بازگشت. دو گزاره بنیادی در رویکرد “تزکیه به مثابه تربیت سلبی” عبارت‌اند از ” شعار توحیدی” لا اله الا الله” و دیگری شعار” انا لله و انا الیه راجعون” که در اولی، نفی و سلب آنچه ما را از فطرت خویش دور می‌سازد، و در دومی، بازگشت و رجعت تعالی بخش به درون مایه‌های وجودی و تلاش برای فعلیت بخشیدن آن‌هاست.

“تکامل، خلقت و خداباوری” و مواضع اندیشمندان مسلمان تحلیل و بررسی آرایِ جیمز کلارک

چکیده:

” کلی‌ جیمز کلارک” خاستگاه جهان و ریشه‌های انواع (مه‌بانگ و تکامل) را دو موضوعِ مهمّ، در تبیینِ رابطه‌یِ میانِ علم‌ودین می‌داند. او معتقدست هر چند موضوعِ اول می‌تواند تقویت‌کننده‌ی باور به وجود یک آفریننده باشد، اما موضوع دوم، اغلب به دلیلِ شیوه‌‌هایِ غلطِ نحوه‌یِ پرداختن به آن، قول به تعارضِ علم‌ودین را موجب گردیده ‌است. در این راستا بررسیِ جریان‌هایِ ایجاد شده در مواجهه با نظریه ‌تکامل و مواضعِ آن‌ها در بازتعریفِ رابطه‌یِ علم‌ودین از محورهایِ موردِ بررسیِ این مقاله می‌باشد. از جمله نحوه‌یِ مواجهه‌یِ اندیشمندانِ مسلمان و عوامل موثّر در نوعِ موضع‌گیریِ آن‌ها، که موردِ توجّه وبررسیِ نوینی قرار می‌گیرد. مواجهاتی که به نظر می‌رسد شکل‌گیریِ آن خصوصا در ایران،  بَراساسِ “باور به تعارضِ علم ‌و دین” و یا “علم‌ستیزی” نبوده؛ بلکه دلایلی قابل تامّل را داشته است. دلایلی که با ظهورِ تفاسیرِ کور و تصادفی از تکامل و تحمیل بر پیامدهایِ الهیاتیِ آن، وضوحی مضاعف یافت. تحلیلِ کلارک بر معنایِ تصادفی بودنِ فرایند تکاملی و تبیینِ وی بر خالقیّتِ خداوند، هنگامی که ‌ تکامل با رویکردی تصادفی در دست است، مواجهه‌ای نوین و پاسخی ‌است که زیست‌شناسانِ تکاملی را به چالش فرا می‌خواند.

“حرکت مکانی” از نظر ابن سینا و ابوالبرکات بغدادی

چکیده:

حرکت مکانی به تاکید ابن سینا و ابوالبرکات بغدادی از اقدم انواع حرکات است. ابن سینا حرکت مکانی را تنها حرکت بر خط راست می داند و حرکت وضعی را حرکت مکانی نمی داند، زیرا از نظر او حرکت مکانی حرکتی است که در آن متحرک از مکان خود به طور کامل خارج می گردد و در حرکت وضعیت تنها موقعیت اجزای جسم نسبت به اجزای مکان تغییر می کند و در مجموع جسم در مکان خود قرار دارد. ابوالبرکات بغدادی حرکت های اینی و وضعی اعم از دایره ای و مستقیم را حرکت مکانی می داند. ابن سینا حرکت مکانی را به قطعیه و توسطیه تفکیک می کند و برای یکی وجود ذهنی و دیگری وجود عینی قائل است. ابوالبرکات چنین تمایزی را بین حرکت های مکانی قائل نیست و حرکات را که با تعریف علی عامل رسیدن علت به معلول می داند، اجمالا دارای نوعی از وجود می داند هر چند که این وجود یکپارچه نیست او این وجود را به تعریف تشکیکی ارسطو از وجود ارجاع می دهد. ابن سینا نیروی محرکه را غیر از جسم متحرک می داند، ابوالبرکات اگر چه بر این موضوع تاکید می کند اما تداوم حرکتی را که در جسم ایجاد شده است ناشی از خود جسم می داند. در مورد حرکت بر خط راست در راستای قائم ابن سینا به سکون میان حرکت بالاسو و پایین سو قائل است، اما ابوالبرکات می گوید که برای سکون جسم در نقطة اوج نه سبب عدمی پذیرفتنی است و نه سبب وجودی، بنابر این از نظر او حرکت از پایین به بالا و بر عکس مجموعا یک حرکت است.

“کنش های معنادار” و” پیامدهای نهان کسب حقوق” بر اساس شروط ضمن عقد زنان درنکاحنامه های دوره قاجار نوع مقاله : علمی-پژوهشی

چکیده:
سبک زندگی نتیجۀ انباشت تجربیات تاریخی یک قوم، یک ملت یا یک جامعه در لباس عرف، سنت و آئین است و این امر می تواند در قالب واکاوی علمی در اسناد، تجربیات، آداب و سنن اجتماعی مقاطع مختلف تاریخی مورد بررسی قرار گیرد .
البته اهتمام جدی محققان در روشن ساختن ممیزه‌های ابعاد مختلف اسناد در دو قرن اخیر، صورت گرفته اما کمتر به روند تغییرات اسناد مکتوب در یک بازه زمانی طولانی پرداخته شده است . جایگاه حقوقی زناندر دوره قاجار از موضوعاتیاست که متناوب به آن پرداخته شده ولیهنوز بخش قابل ملاحظه‌ای از آن در سایۀ ابهام قرار دارد
در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با پردازش اطلاعات تاریخی و ادلۀ موجود در عقدنامه های دوره قاجار که دارای شرط ضمن عقد است به عنوان اسناد حقوقی تصویر متفاوتی از نحوۀ درخواست مطالبات زنان در استفاده از روش های شرعی به کار گرفته و نوع خواست ها و نیازها که به واقعیات تاریخی نزدیک تر است، طرح گردد، تا از کنش ای هدفمندو بسترهای ساختی زنان این دوره در ایجاد کارکردهایآشکار در زندگی فردی و اجتماعی آنان رمز گشایی گردد.

“ماهیت استرشادی فطری” حیات اجتماعی در حکمت متعالیه

چکیده:
زندگی اجتماعی امری قدیمی و به تعبیر قرآنی، هم پای خلقت انسان اولیه در قالب امت واحده است. اما مسأله ی اصلی این است که مبنا و دلیل زندگی اجتماعی چیست؟ نوشتار حاضر کوشیده است با بررسی نظریه های قدیمی و رایج مدنی بالطبع بودن آدمی در دیدگاه حکمای گذشته، به ارائه ی نظریه ی جدید “ماهیت استرشادی فطری” حیات اجتماعی آدمی بپردازد. روش مقاله ی حاضر طبق الگوی حکمت متعالیه بر روش ترکیبی عقلی- بر اساس ملازمات عامه برهان إنی- و نقلی استوار است. تقریرهای حکمی (استدلالی) صرف، تحت تأثیر حکمت یونانی، مدنی بالطبع را صرفا بر اساس نظام نیازهای دنیوی بشر تفسیر کردهاند. آخرین مورد از این تقریرها، دیدگاه علامه طباطبایی است که در قالب بحث استخدام بالطبع مطرح شده است. آیت الله جوادی آملی نیز بدون بسط دیدگاه، از مدنی بالفطره سخن گفته است. بر اساس نظریه استرشادی بالفطره، اقتضای حکمت الهی تجهیز و آماده سازی بشری برای هدایت و رشد است و چنین غایتی به مثابه غایت فعل الهی در خلقت آدمی و زندگی اجتماعی وی نیز بازتاب دارد. چنین نگاهی علاوه بر آن که خود در نظریه ی اجتماعی، جدید و مهم است، استلزامات ارزش مندی نیز در چگونگی تنظیم زندگی اجتماعی و سیاسی انسان ها دارد.

« روشﺷﻨﺎﺳﯽ اﺳﺘﻨﺎدات » ﺷﻬﯿﺪ ﺻﺪر در «اﻗﺘﺼﺎدﻧﺎ»

چکیده:
شهید صدر در «اقتصادنا»، برای کشف نظریات مکتبی به منابع اولیه (کتاب و سنت) یا منابع ثانویه (فتاوا و مفاهیم) یا ترکیبی از این دو استناد می‌کند؛ درحالی‌که در تشریح عملیات کشف تصریح می‌کند که نظریات اسلامی را براساس احکام شرعی و مفاهیم کشف می‌کند. در این مقاله، با استشهاد به عملکرد وی و براساس تحلیل‌های اصول فقه و فلسفه علم، درباره روش صحیح استناددهی در شناخت نظریات مکتبی قضاوت می‌شود.
برای استناد به منابع اولیه یا ثانویه در کشف نظریه‌های مذهبی، فرضیاتی قابل طرح است: 1. تفکیک بین نظریه مذهبی و منبع آن، در مراجعه به منابع ثانویه و اولیه؛ 2. تفکیک بین انواع نظریه مذهبی در مراجعه به منابع اولیه و ثانویه؛ 3. رجوع به منابع ثانویه در فرض عدم دسترسی به منابع اولیه؛ 4. رجوع به منابع اولیه در فرض نبود منابع ثانویه. فرضیه یک و دو، مردود، فرضیه سه، قابل پذیرش و فرضیه چهار، مقبول است. فرضیه چهار، مبتنی‌بر رتبه‌بندی بین علوم، تقدم ثبوتی «فقه نظریه» بر «فقه احکام» و تأخر اثباتی «فقه نظریه» از «فقه احکام» است. دوگانگی بین حکم واقعی و ظاهری، خدشه‌ای به صحت عملکرد شهید صدر در استناد به منابع ثانویه وارد نمی‌کند.

««فرایندهای شناختی» و «شاخص قند خون زنان دیابت نوع دو» در اثربخشی «آموزش آسیب‌های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج‌البلاغه»»

چکیده:
هدف پژوهش حاضر عبارت بود از بررسی «فرایندهای شناختی» و «شاخص قند خون زنان دیابت نوع دو» با توجه به «اثربخشی آموزش آسیب‌های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج‌البلاغه». این پژوهش به صورت نیمه‌آزمایشی در سال 1396 در شهرستان بردسکن انجام شد و جامعه آماریِ آن شامل بیماران دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت و مرکز خدمات جامع سلامت روستایی ظاهر آباد بود. 30 نفر از بیماران به شیوه در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه نگرانی، عدم تحمل بلاتکلیفی و آزمایش HbA1C و FBS ثبت شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد «نگرانی»، «عدم تحمل بلاتکلیفی» و «قند خون» گروه آزمایش به‌طور معنا‌داری کاهش‌ یافته است که گویای اثربخشی «آموزش آسیب‌های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج‌البلاغه» در بیماران دیابتی است. براساس نتایج، آموزش یادشده می‌تواند همگام و همراه با دارودرمانی در کنترل قند خون مؤثر باشد.

«آزادي در روح‌القدس» از نگاه مسيحيت پنطيكاستي؛ آموزه‌اي اصيل يا ابزاري تبشيري؟

چکیده:

مسیحیت پنطیکاستی فرقه‌ای پروتستانی است که در ابتدای قرن بیستم و بر پایة روح‌القدس‌محوری به وجود آمده است. پنطیکاستی‌ها معتقدند که همة اقشار جامعه توانایی دریافت روح‌القدس را دارند. از این‌رو، از نگاه پنطیکاستی‌ها، آزادی در روح‌القدس آموزه‌ای است که به انعطاف بالای این جنبش در اتخاذ استراتژی‌های تبشیری و عبادی، دریافت عطایا و اموری از این دست منجر شده است؛ لیکن نگاه گزینشی پنطیکاستی‌ها به این آموزه و ابداعات آنها در این آموزه، به‌همراه نقد جدی کتاب مقدس بر اصل روح‌القدس‌محوری، از جمله اشکالاتی است که بر این آموزه وارد شده است. از این‌رو این پژوهش درصدد است تا با بررسی و تحلیل علمی این آموزه، تحقیقی مبسوط در این‌باره ارائه دهد.

«آیا حاکمیت مشترک» شیوه ای مناسب برای تعیین حدود رودخانه های مرزی است؟

چکیده

چندی پیش مقاله ای به عنوان «بررسی تحلیلی انواع روشهای تعیین حدود در رودخانه های مرزی» به قلم نگارنده به چاپ رسید. در آن مقاله شش روش تعیین حدود مرزی تعریف گردید و ویژگی های هریک با انگیزه های ایجاد آنها، مضار و منافع هریک به تفصیل، به جز نوع ششم، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع این روشها به سه دسته تقسیم می شوند. دسته اول آنهایی هستند که به دلیل ماهیت غیرعادلانه شان قابل قبول نیستند. در واقع انگیزه ای که در پس پیدایش چنین روشهایی وجود دارد برمبنای عدالت و تأمین منافع طرفین به طور مساوی نیست. طبعاً به غیر از وجود مسائل و مشکلات فنی و عملی، بر اثر تضییع حقوق یک طرف، همیشه زمینه ایجاد منازعات و تنش های ممتد بین طرفین فراهم است. نظیر روش «یکی از سواحل رودخانه به عنوان مرز» و نیز روش «به کارگیری معیارهای مختلف برای قسمتهای مختلف رودخانه». دسته دوم آنهایی هستند که در عمل به کار برده می شوند و انگیزه ایجاد آن ها عدالت و تأمین منافع طرفین است، اما وجود مشکلات فنی و عملی که ناشی از اصرار بر ترسیم یک خط به عنوان مرز در رودخانه است، خود مشکلات و احیاناً اختلافاتی را بوجود می آورد. نمونه بارز این روش ها، شیوه «خط منصف» برای رودخانه های غیرقابل کشتیرانی و «تالوگ» برای رودخانه های قابل کشتیرانی است. به هر حال هم در دسته اول و هم در دسته دوم آنچه بیشتر ملاک قرار گرفته تکیه بر رسم یک خط دقیق در آب است، که به نظر می رسد برای مرزهای رودخانه ای به لحاظ این که معمولاً مسیر آن در حال تغییر است، مناسب نباشد. دسته سوم ـ که در مقاله مذکور مورد بررسی تفصیلی قرار نگرفت و به تعریف و مثالی از آن بسنده شد ـ شیوه ای جداگانه است که بدون ترسیم یک خط دقیق در آب، کل رودخانه مرزی را تحت حاکمیت مشترک طرفین قلمداد می کند. به جهت ویژگی های این روش و متفاوت بودن آن، مصلحت دیده شد که در مقاله ای جداگانه به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و به عنوان روشی مطلوب و مناسب برای رودخانه های مرزی پیشنهاد شود.

«آیا رنج بد است؟» درک پارفیت و نیچه درباره‌ی رنج

چکیده:

درِک پارفیت استدلال می‌کند که باور هنجاری پایه «هر رنجی فی‌نفسه بد است»، باوری است شهودی و لذا مورد توافق همه‌ی آدمیان در شرایط ایده‌آل. در این میان نیچه، به‌عنوان فیلسوفی که بارها رنج را نیک دانسته یا از خوبی رنج و درد سخن گفته، در برابر پارفیت می‌ایستد. پارفیت با ارائه‌ی تفسیری ابزارانگارانه از موضع نیچه می‌کوشد نشان دهد که نیچه در واقع مخالف «هر رنجی فی‌نفسه بد است» نیست و آن دسته از عبارت‌های وی در این باره را که می‌توان جدی گرفت باید به برداشتی ابزارانگارانه فروکاست. در این مقاله نشان می‌دهم که در پرتو تفسیری روانشناسانه از خواست قدرت چونان میلی مرتبه‌دومی برای چیره‌گشتن بر یک مقاومت می‌توان عبارات نیچه درباره‌ی نیکی رنج را به‌گونه‌ای فهمید که در آن باور هنجاری «دست‌کم برخی‌ رنج‌ها فی‌نفسه نیک هستند» معنا پیدا می‌کند چرا که رنج به عنوان مقاومت یا مانعی در برابر یک میل مرتبه نخستی چیزی جز یکی از مؤلفه‌های اصلی خواست قدرت نیست، و ارزشی فی‌نفسه دارد. بر این اساس، تفسیر ساده‌انگارانه‌ی پارفیتی بیانگر موضع واقعی نیچه نیست.

«اختفای حقیقت» پناهگاه الحاد؛ نگرشی دیگر به پدیدۀ ارتداد

چکیده:

مجازات اعدام برای مرتد، از زاویه­ های گوناگونی قابل بررسی است. در حکمتِ اعدام مرتد می‌توان ظهور حقیقت را دخیل دانست. اگر حقیقت برای مرتد مخفی باشد، اعدام به خاطر انکار حقیقتی مخفی، به دور از حکمت خواهد بود، و در این صورت پناهگاهی برای الحاد و ارتداد ساخته خواهد شد. اما اگر حقیقت برای شخص مرتد روشن باشد، پناهگاه مزبور فرو ریخته، اعدام مرتد حکیمانه خواهد نمود. فرضیۀ اختفای حقیقت و ابتنای حکمتِ اعدام بر ظهور حقیقت از سوی دکتر سروش ارائه شده و فقط «سختیِ یافتن حقیقت در عرصۀ ادیان برای بشر امروز» به عنوان دلیل ذکر شده است. در تحقیق حاضر فرضیۀ مزبور بررسی شده، مغالطۀ موجود در این استدلال کشف و در نهایت، ظهور حقیقت با دلایل کلامی، فقهی و معارفی اثبات شده است.

«اختفای حقیقت» پناهگاه الحاد؛نگرشی دیگر به پدیده ارتداد

چکیده:

مجازات اعدام برای مرتد، از زاویه های گوناگونی قابل بررسی است. در حکمت اعدام مرتد می توان ظهور حقیقت را دخیل دانست. اگر حقیقت برای مرتد مخفی باشد، اعدام به خاطر انکار حقیقتی مخفی، به دور از حکمت خواهد بود، و در این صورت پناهگاهی برای الحاد و ارتداد ساخته خواهد شد. اما اگر حقیقت برای شخص مرتد روشن باشد، پناهگاه مزبور فرو ریخته، اعدام مرتد حکیمانه خواهد نمود. فرضیه اختفای حقیقت و ابتنای حکمت اعدام بر ظهور حقیقت از سوی دکتر سروش ارایه شده و فقط «سختی یافتن حقیقت در عرصه ادیان برای بشر امروز» به عنوان دلیل ذکر شده است. در تحقیق حاضر فرضیه مزبور بررسی شده، مغالطه موجود در این استدلال کشف و در نهایت، ظهور حقیقت با دلایل کلامی، فقهی و معارفی اثبات شده است.

«اشتباه مفهوم به مصداق» در تعریف ربا و نقش آن در ارزیابی عملیات بانکی (مطالعه تطبیقی در قرآن، روایات و فقه امامیه)

چکیده:
گفتمان رایج درباره ربا تعریف آن در قالب ربای قرضی، معاملی و جاهلی است. در نظام بانکداری اسلامی با تکیه بر این گفتمان هرگونه شائبه ربوی بودن قراردادها نفی می‌شود؛ زیرا ربای معاملی در بانک صورت نمی‌گیرد، قرض هم درصد ناچیزی از تسهیلات را شامل می‌شود که نوعاً به‌ صورت قرض ‌الحسنه است. جریمه تأخیر هم در قالب وجه التزام دریافت می‌شود که در مقابل تخلف مدیون از ادای دین در سررسید است و نه در مقابل تمدید مهلت تا ربای جاهلی بشود. با این حال، به‌نظر می‌رسد این گفتمان دچار مغالطه اشتباه مفهوم به مصداق شده است؛ زیرا در قرآن کریم حکم ربا بیان شده است نه تعریف و مصداق آن و در روایات هم حکم برخی مصادیق بیان شده است. حال پرسش این است که مفهوم و ماهیت ربا چیست؟ چه وجه مشترکی بین مصادیق ذکر شده برای ربا وجود دارد؟ اگر ربا منحصر به ربای قرضی و معاملی است، چرا برخی فعالیت‌های دیگر ـ مثل بیع عینه و… ـ تحت عنوان ربا منع شده است؟ در این مقاله به روش استقرا و تحلیل موارد به این نتیجه رسیده‌ایم که ربا مفهوم جامعی دارد که شامل همه مصادیق موجود و نوپیدا می‌شود و قرض و معامله ربوی دو مصداق روشن این مفهوم‌اند.حکم ربا در قرآن اطلاق دارد و شامل هر مصداقی می‌شود که این مفهوم بر آن صدق کند. این مفهوم عبارت است از: «زیاده لزومی بر سرمایه در ازای مدت با تضمین اصل و فرع» که روایات و شواهد تاریخی نیز این مفهوم را تأیید می‌نماید. این مفهوم امروزه در تمام قراردادهای بانکی راه یافته است.

«اصالت وجود یا اصالت ماهیّت؛ نزاعی لفظی یا معنوی؟»

چکیده:

با مطرح شدن مسئله تمایز وجود و ماهیّت و تا پیش از میرداماد، موضع تلویحی و حتّی تصریحی فیلسوفان مسلمان را در باب اصیل دانستن یکی از این دو یا هر دو، و حتّی عباراتی حاکی از لفظی بودن نزاع نزد برخی از آنان در آثارشان دیده می­شود. از زمانی که ملّاصدرا وجود را اصیل دانست، و مبحث مستقلّی درباره اصالت وجود گشود، مسئله لفظی دانستن نزاع در برخی آثار لاهیجی، شاگرد وی، دیده می­شود، که تا به امروز هم قائلانی داشته است. در این نوشتار نشان داده­ایم که طبق برخی از تفاسیر اصالت وجود- که برای ماهیّت و وجود تحقّق عینی قائلند- امکان لفظی دانستن نزاع اساسا منتفی است. در برخی از تفاسیر که تنها وجود مابه­ازای عینی دارد و ویژگی­هایی چون بساطت دارد، چون این ویژگی­ها در تنافی با ویژگی­های ماهیّت است، بی­گمان نزاع معنوی است. در این نوشتار هم­چنین به رابطه بدیهی دانستن مسئله و لفظی بودن نزاع پرداخته­ایم؛ نیز به این مسئله که از ادلّه اصالت وجود- با لحاظ تقریرهای مختلف آن­ها- لفظی بودن نزاع مستفاد می­شود یا معنوی بودن آن؟

«اعتباریات علامه طباطبائی»مبنای طرحی فلسفی برای فرهنگ

چکیده

«ادراکات اعتباری» علامه طباطبائی در مسیر بحثی معرفت شناسی به اندیشه درمی آید، اما موضوع ادراکات اعتباری را نباید به قلمرو معرفت شناسی محدود کرد. به نظر
می رسد که علامه طباطبائی این بحث را در پیِ درکی نو از انسان و جهان و با تنفس در فضای فکری عالم معاصر مطرح کرده اند. برای کشف چنین دریافتی باید به جای تمرکز ذهن بر ادراکات اعتباری، به قلمرو «اعتباریات» توجه کرد. اگر مقالة ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم را با توجه به سیر افکاری که در غرب شروع شده و به تأملات فلسفی دربارة «فرهنگ» منجر شده، مطالعه کنیم، درستی این برداشت آشکارتر
می شود. اگر به زمینة پیدایش اندیشة متفکرانی چون “”ویکو””، “”روسو”” و “”هردر”” دربارة تمدن و فرهنگ توجه کنیم و نحوة تقّرب این متفکران به حوزة فرهنگ را دنبال کنیم، آنگاه بهتر می توان به سبب تقّرب علامه طباطبائی به پرسش هایی که ادراکات اعتباری پاسخی برای آنهاست، پی برد. اگر با این شیوه، نظریه ادراکات اعتباری را قرائت کنیم و به شباهت های دریافت ها و در عین حال زمینه های تاریخیِ متفاوت توجه داشته باشیم، امکان آغاز گفتگویی جدید در مورد «فرهنگ و مقومات آن»، بین تفکر اسلامی و تفکرات برخاسته از فرهنگ اروپایی فراهم می شود. برداشت اصلی این مقاله آن است که بحث اعتباریات با توجه به لوازم و نتایج آن، می تواند به عنوان نظریه ای بدیل در کنار سایر نظریات فلسفیِ دربارة فرهنگ مطرح شود. به بیان دیگر نظریة اعتباریات علامه می تواند مبنایی برای پاسخ به پرسش های به اندیشه درآمده در حوزة «فلسفه فرهنگ» باشد.

«الست» در غزلیات شمس و شبکه روابط معنایی آن با آفرینش، ذکر و سماع

چکیده:
آیه الست از جمله آیاتی است که بازتاب وسیعی در اشعار مولانا دارد، و از نظر معنایی با مضامین مختلفی که اهمّ آن موضوع آفرینش، ذکر و سماع است، ارتباط ساختاری پیدا می کند. غزلیات شمس، جلوه گاه تأثیراتی است که از شنیدن خطاب ازلی در مولانا به وجود آمده و سماع و سرودن شعر از مهم ترینِ این تأثیرات است. راهی که مرید با تلقین ذکر شیخ آغاز می کند و مداومت او بر اذکار، ارتباطی مستقیم با خطاب الست دارد؛ بنابراین، در ژرف ساخت غزلیات مولانا رابطه ای معنوی میان آیات آفرینش با آیه الست و مقوله های ذکر و سماع مشاهده می شود، و این موضوعی است که در این مقاله به توضیح آن پرداخته شده است.

«الموجز الصغیر فی المنطق» یا «منطق عیون الحکمه» رفع یک ابهام تاریخی

چکیده:
نقش ابن‌سینا در تحول و توسعه‌ منطق ارسطویی انکارناپذیر است. بررسی دقیق این نقش و ترسیم جایگاه شیخ‌الرئیس در تاریخ علم منطق محتاج دستیابی به تمامی میراث منطقی وی است. بخش قابل توجهی از آثار شیخ در این زمینه به صورت دست‌نویس باقی مانده است. برخی گزارش‌ها از این نسخ غیرقابل اعتماد و مبهم‌اند. بازشناسی آثار و ارائه‌ی گزارش صحیح از آن‌ها در برخی از موارد در گرو تصحیح آن‌هاست.  اطلاعاتی که درباره‌ آثاری چون عیون‌الحکمه، الموجزالصغیر فی المنطق و الاشاره الی علم المنطق در فهارس موجود است، ناقص، خطا و مبهم است. عیون‌الحکمه با اثر دیگری به همین نام و از مولف دیگری، خلط شده و آن را با  الموجز الصغیر فی المنطق در اضافاتی متفاوت دانسته‌اند. این اضافات در واقع متعلق به رساله دیگری از ابن‌سینا با نام تعالیق فی المنطق یا  الاشاره الی علم المنطق است. منطق عیون‌الحکمه همان الموجز الصغیر فی المنطق است که به علت اهمیت به صورت مستقل بازنویسی شده و نام الموجز به خود گرفته است.