جلد پشتی
داخل رو نگاه کنید

اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بين الملل

دانشگاه مفید

با در نظر داشتن تفاوت اساسي ميان اسلام و حقوق بين‌الملل از جهات تاريخي، منابع و مباني، در هر دو نظام حقوقي اصول اساسي و قواعد كلي وجود دارد. اصول كلي حقوقي و يا اصول اساسي در حقوق بين‌الملل مشابه قواعد فقهيه در كار فقيهان مسلمان است. اصول و قواعد كلي در اسلام قرن ها است به عنوان اصول راهنما دستمايه فقيهان و انديشمندان مسلمان در جهت استنباط احكام است و برخي از آنها نيز در ديوان بين‌المللي مجال طرح يافته است.
سياست ترك و اعتزال در ادبيات ديني مرادف عدم مداخله است. اين سياست در عصر رسالت پايه ريزي شده است. پس از پيامبر(ص) از خلافت راشدين و امويان تا جنگ جهاني نخست روابط ميان دول اسلامي سني مذهب با دول غربي بين جنگ و صلح در گردش بوده است. اما بيشتر وضعيت مخاصماتي داشت. فتوحات قرون اوليه اسلامي در سرزمين‌هاي مسيحي و فتوحات اروپاي مسيحي در سرزمين‌هاي اسلامي از قرن شانزدهم به اين سو گواه روشني بر مداخله مسيحيت و اسلام در امور يكديگر است. منصرف از عملكرد دولت‌ها، از منشور مدينه تا منشور سازمان كنفرانس اسلامي و از دولت بسيط مدينه تا دولت جمهوري اسلامي نشانه‌هاي اصل عدم مداخله ديده مي‌شود.
از نقطه نظر مباني فلسفي و حقوقي با همه اختلاف در مكاتب و عقايد قدر مشترك همه آنها قبول اصل عدم مداخله به عنوان حقي طبيعي و ضرورتي براي سيستم و نظم موجود است. عدم مداخله نتيجه منطقي اصول حاكميت، استقلال و برابري دولت‌ها است. اما در استثناي اصل اختلاف بسيار است. مداخله براي توازن قوي، ملاحظات انساني، مذهبي و عقيدتي(ايدئولوژيك)، حفظ منافع، صيانت از خود و در صورت رضايت، مشروع و يا مستثني است.
در اسلام تفاوت منبع و مباني و اصالت فقه اسلامي ايجاب مي‌كند كه با روش متفاوتي اصل عدم مداخله شناسايي و بررسي شود. مطالعه متون ديني و مباني و اصول برگرفته از آنها مانند اصل عدالت، اصل صلح، قاعده نفي سبيل، اصل اعتزال، رفتار متقابل و اصل عدم سلطه و نيز مباني فرامتني يا پيش فقهي نظير؛ بناي عقلا، منطقة الفراغ و احكام حكومتي و مقاصد الشريعة، عدم مداخله را به عنوان يك اصل تقويت مي‌كنند. قاعده نفي سبيل و اعتزال قوي‌ترين دلايل اصل عدم مداخله در اسلام است. ليك نفي سبيل دو چهره دارد: نفي سبيل كافر بر مسلمان و نفي سبيل مسلمان بر كافر. فقهيان با قاعده معروف نفي سبيل يك سوي اين قاعده را تقويت كرده اند. صورت ديگر اين قاعده اعتزال است. براساس نفي سبيل مسلمانان موظفند از دخالت بيگانگان در امور خود جلوگيري كنند و بر پايه اعتزال حق عدم دخالت در امور ديگران را بايد محترم داشت.
بدينسان ميان اسلام و حقوق بين‌الملل در ماهيت عدم مداخله به عنوان يك اصل اساسي اختلافي نيست. بديهي است هر اصلي استثنايي دارد و اصل عدم مداخله نه در اسلام و نه در حقوق بين‌الملل مطلق نبوده و نيست.
بررسي قلمرو و آثار عدم مداخله در دو نظام حقوق بين‌الملل و اسلام نشان مي‌‌دهد مفاهيم حاكميت و استقلال و تماميت ارضي در حقوق بين‌الملل نوين در فقه اسلامي با مفاهيم و عناوين ديگري به تقويت اصل عدم مداخله پرداخته است. مفهوم «دار» نزد فقيهان اسلامي از غناي مباحث حقوق بين‌الملل خبر مي دهد گرچه اين مفهوم در زمان خود پاسخگوي وضع موجود بوده است، اما اكنون به تحول مفهوم دچار شده است. امت واحده و جهانشمولي اسلام مفاهيم ارزشي و ديني هستند كه در تعارض با تابعيت‌هاي ملي قرار نمي‌‌گيرند. عدم مداخله در جنگ‌هاي داخلي، عدم مداخله اقتصادي و عدم مداخله ديپلماتيك در اسلام و حقوق بين‌الملل مصاديقي از اصل عدم مداخله اند، ولي قلمرو وظايف ديپلماتيك در اسلام گسترده تر و از غناي بيشتري برخوردار است. زواياي عدم مداخله اقتصادي در هر دو نظام به دليل آنكه بديل مداخله مسلحانه است نيازمند مطالعه است، ولي در اسلام به نفع اصل عدم مداخله ارزيابي مي‌‌شود. رضايت به مداخله و مداخله بشر دوستانه دو استثناي مورد بحث در هر دو نظام حقوقي است. در فقه اسلامي از مورد نخست تحت عنوان «استعانت» و از مورد دوم با عناوين «استنقاذ» و «استنصار» بحث مي شود كه نشان مي دهد فقه اسلامي از پيشينه و غناي بيشتري در اين باره برخوردار است. جهاد و دعوت اسلامي بر پايه اصل صلح ماهيتي دفاعي و فرهنگي دارند، ولي بر پايه اصل جنگ جهاد ماهيت هجومي دارد گرچه در شرايط كنوني اصل حاكم وفاي به عهد است.
بررسي آثار و نتايج اصل عدم مداخله در جامعه بين‌المللي و جامعه اسلامي به نفع اين اصل ارزيابي مي شود. قواعد منعطف «تايد دين» و «حفظ نظام» نزد فقيهان شيعه دولت اسلامي را در وضعيت كنوني به تعامل با جامعه بين‌المللي در تقويت اصل عدم مداخله سوق مي‌‌دهد. ايستادن در وضعيت ميان تضعيف و تقويت عدم مداخله بر قربانيان مداخله از جامعه اسلامي بيش از گذشته خواهد افزود. در اين ميان رسالت جامعه اسلامي در عصر سازماني شدن حقوق بين‌الملل بر دوش سازمان كنفرانس (همكاري) اسلامي سنگيني مي كند.

موضوع:

حقوق بین الملل معاصر و رهیافت های اسلامی
آموزه های اسلامی و اصل عدم مداخله در حقوق بین الملل معاصر (مطالعه تطبیقی)

مخاطبان اصلی:
پژوهشگران حقوق بین الملل، روابط بین الملل و مطالعه تطبیقی بین فقه اسلامی و حقوق بین الملل نوین

مسائل اصلی:
اصل عدم مداخله از اصول اساسی روابط بین‌الملل است که در حفظ حاکمیت و استقلال کشورها و ثبات وضع موجود از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل شمرده می شود. تحولات پس از فروپاشی شرق و دخالت‌های انجام گرفته در امور کشورها در دهه پس از آن این پرسش را به میان آورده است که آیا عدم مداخله اصل است یا مداخله؟ از سوی دیگر بیشتر جوامع اسلامی به حقوق بین‌الملل معاصر به دیده تردید می نگرند و خواهان بازگشت به اصول و معیارهای اسلامی اند. ملل اسلامی خود را قربانی دخالت‌های قدرت‌های بزرگ می‌دانند که با توجیه جلوگیری از گسترش کمونیسم، حفظ نظم موجود جهانی، احیای دموکراسی و اخیرا جلوگیری از گسترش بنیادگرایی انجام می‌گیرد. اینکه دولت‌های اسلامی چه خط مشی حقوقی در پیش گیرند تا از مداخله بیگانگان در امور خود بکاهند، نیازمند تبیین جایگاه اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بین‌الملل نوین است. در این تبیین آموزه‌های اسلامی مانند؛ جهاد، دعوت اسلامی، حمایت از مستضعفان جهان و نیز شعار صدور انقلاب اسلامی از منظر مفهوم مداخله با تکیه بر مبانی و منابع دو نظام حقوق بین الملل و حقوق اسلام بررسی شده است.

اهداف:

توسعه مرزهای دانش در حوزه اسلام و حقوق بین‌الملل با تاکید بر مذهب جعفری و مکتب اهل بیت(ع)،
واکاوی سهم و نقش دین اسلام در توسعه و تحول حقوق بین‌الملل،
شناسایی راه‌های تعامل بیشتر میان دولت‌های اسلامی با یکدیگر و با دیگر دولت‌ها بر پایه یافته‌های حقوق بین‌الملل نوین،
پاسخ به اتهام ناتوانی و قصور حقوق اسلام در تبیین مسایل حقوق بین الملل،
تبیین جایگاه فقهی و حقوقی اصل ۱۵۴ قانون اساسی از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل،
پژوهشی بنیادی در «تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام» که مطابق اصل سوم قانون اساسی از وظایف دولت جمهوری اسلامی است.

نتایج:
مطالعه دو نظام حقوق بین الملل و حقوق اسلام با تکیه بر اصل عدم مداخله این نتیجه را به دست می‌دهد که از یک سو فقه اسلامی در پرتو اصول و قواعدی که ریشه در متون مقدس و یا مبانی متنی و فرامتنی دارد از ظرفیت پاسخگویی به نیازهای زمان برخوردار است. هرچند مطالعه تطبیقی دین پژوهی حقوق بین الملل در مراحل آغازین خود قرار دارد.
میان اسلام و حقوق بین‌الملل در ماهیت عدم مداخله به عنوان یک اصل اساسی اختلافی نیست. اصول و قواعد کلی در اسلام همواره دستمایه اندیشمندان و فقیهان مسلمان در پاسخ به مسایل نوپیدا بوده است. مفاهیمی چون «ترک مالایعنیه» «اعتزال» «نفی سبیل» آموزه‌هایی هستند که بیانگر اصل عدم مداخله در امور دیگران در اسلام است. منابع اولیه اسلامی و مبانی و اصول برگرفته از آنها مانند اصل عدالت، صلح، قاعده نفی سبیل، اصل اعتزال، رفتار متقابل و اصل عدم سلطه و نیز مبانی فرامتنی یا پیش فقهی نظیر؛ بنای عقلا، منطقه الفراغ و احکام حکومتی و مقاصد الشریعه، عدم مداخله را به عنوان یک اصل تایید و تقویت می‌کنند.
سیاست ترک و اعتزال در ادبیات دینی مرادف عدم مداخله است. این سیاست در عصر رسالت پایه ریزی شده است لیک پس از پیامبر(ص) از خلافت راشدین تا جنگ جهانی اول روابط میان دول اسلامی سنی مذهب با دول غربی بین جنگ و صلح در گردش بوده است. فتوحات قرون اولیه اسلامی در سرزمین‌های مسیحی و فتوحات اروپای مسیحی در سرزمین‌های اسلامی از قرن شانزدهم به این سو گواه مداخله هر یک در امور دیگری است. منصرف از عملکرد دولت‌ها، از منشور مدینه تا منشور سازمان کنفرانس اسلامی و از دولت بسیط مدینه تا دولت جمهوری اسلامی نشانه‌های اصل عدم مداخله وجود دارد.

ویژگی های ممتاز و انحصاری اثر:

کتاب از نظر متدیک متفاوت و متمایز از آثار مشابه است. از آنجا که پژوهش حاضر رویکردی دین پژوهشی در اصل عدم مداخله است، تنها به یافتن وجوه تشابه و تمایز دو نظام حقوق بین الملل و اسلام بسنده نشده است، بلکه بر مطالعه تطبیقی دین پژوهشی عالمانه یعنی تبیین نیز تکیه شده است. این رویکرد ناگزیر از تجزیه و تحلیل داده‌های وحیانی با یافته‌های انسانی است. علاوه بر استفاده از روش تاریخی و توصیفی همراه با تبیین، به لحاظ ارتباط پژوهش حاضر با حوزه دین پژوهی، در فهم متون مقدس و تحلیل محتوا و تبیین از هر دو روش سمانتیک و هرمنوتیک نیز استفاده گردید.
در فهم از متون دینی روش‌ها و قرائت‌های گوناگونی وجود دارد، این تحقیق با استفاده از متد اجتهادی فقه شیعه و با تاکید بر منابع و یافته‌های مذهب جعفری انجام گرفته است. در این کار علاوه بر مطالعه و بررسی آثار فقهی قدیم و جدید تقریبا کلیه آثار فارسی، عربی و انگلیسی در باره حقوق بین الملل و اسلام نیز مطالعه و بررسی شده است.

دیدگاه‌های دیگر در مورد مسئله اصلی:
برای پاسخ تفصیلی به مقدمه تحلیلی کتاب مراجعه شود. مع الوصف این رساله نخستین اثر پژوهشی در باره اصل عدم مداخله از منظر حقوق تطبیقی میان اسلام و حقوق بین الملل نوین است و گامی در توسعه مرزهای دانش در حوزه اسلام و حقوق بین‌الملل با تاکید بر فقه و مکتب اهل بیت(ع) به شمار می آید، زیرا بیشتر آثار موجود در باره اسلام و حقوق بین الملل ترجمه و یا تحت تاثیر مکاتب فقهی اهل سنت است، اما این رساله ضمن آنکه دیدگاه دیگر مذاهب اسلامی را از نظر دور نمی دارد بر امتیازات فقه جعفری و شیعه در پاسخگویی به مسایل نوپیدا بویژه حقوق بین الملل تاکید کرده است.
همچنین بحث از عدم مداخله در سه زمینه بین‌المللی، داخلی و اسلامی حایز اهمیت است. از نظر بین‌المللی این اصل از لوازم منطقی اصول حاکمیت و استقلال کشورها شمرده می شود و در نظام موجود بین الملل تقویت آن به نفع همه کشورها به ویژه کشورهای اسلامی و در حال توسعه خواهد بود.
در زمینه داخلی می توان یکی از ریشه های انقلاب اسلامی ایران را دخالت های فراوان دول قدرتمند در امور ایران به شمار آورد. از نظر اسلامی نیز اکنون با موج بیداری اسلامی در جهان مواجه هستیم و بیشتر متفکران اسلامی کشورهای اسلامی را قربانیان مداخله غرب می‌‌دانند. بیداری اسلامی با انقلاب اسلامی ایران شتاب گرفت و اسلام را به نیرویی بدل ساخت که می‌تواند صفوف پراکنده مسلمانان را متحد سازد و به آنان هویت و همبستگی دهد.
مطالعه تطبیقی با تکیه بر اصل عدم مداخله مى‏تواند ارزیابى بهترى از برداشت‌های متقابل اسلام و غرب به‏دست دهد و به فهم بهتر زمینه‏ ها، ظرفیت‏ ها، محدودیت ‏ها و چالش‏ هاى فراروى امت اسلامی در آینده حقوق بین الملل کمک کند.

محورهای پیشنهادی برای پژوهشگران:
فقه بین الملل و فقه روابط بین الملل و فقه المقارن بین الدول در حوزه های علمیه به عطف بیشتری نیاز دارد.
آثار فقیهان سلف و فقیهان برجسته معاصر از منظر روابط و تعهدات بین المللی جای بررسی دارد.

محدودیت‌های پژوهش:
تهیه منابع انگلیسی و عربی با رویکرد تطبیقی
عدم آشنایی برخی از محققان برجسته حوزوی با متدلوژی دین پژوهی تطبیقی

 

برای فهرست تفصیلی به اصل کتاب مراجعه شود. فهرست اجمالی این است:

مقدمه تفصیلی:
بخش اول: مفهوم، پیشینه و مبانی اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بین‌الملل
فصل اول: مفهوم اصل عدم مداخله
گفتار اول: مفهوم اصل عدم مداخله در حقوق بین‌الملل
گفتار دوم: مفهوم اصل عدم مداخله در اسلام
فصل دوم: پیشینه و بسترهای ظهور اصل عدم مداخله
گفتار اول: پیدایش اصل عدم مداخله در حقوق بین‌الملل
گفتار دوم: نشانه های اصل عدم مداخله در اسلام
فصل سوم: مبانی فلسفی، حقوقی و فقهی اصل عدم مداخله
گفتار اول: مبانی فلسفی و حقوقی
گفتار دوم: قرائت اسلامی از اصل عدم مداخله
بخش دوم: قلمرو و آثار اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بین‌الملل
فصل اول: مناسبات میان حاکمیت و اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بین‌الملل
گفتار اول: حاکمیت، استقلال و عدم مداخله
گفتار دوم: قلمرو انواع عدم مداخله در اسلام و حقوق بین‌الملل
فصل دوم: حقوق بشر و اصل عدم مداخله
گفتار اول: مداخله برای حمایت از حقوق بشر
گفتار دوم: مداخله بشردوستانه
فصل سوم: آثار و نتایج اصل عدم مداخله:
گفتار اول: جامعه بین‌المللی و اصل عدم مداخله
گفتار دوم: جوامع اسلامی و اصل عدم مداخله
نتیجه پایانی
منابع

نویسنده

سید مصطفی میر محمدی عزیزی

سال نشر

۱۳۹۱

تیراژ

۱۰۰۰

نوبت چاپ

اول

تعداد صفحات

۳۴۴

شابک

9789648092417

تقدیرنامه و جوایز

برگزیده در پانزدهمین همایش کتاب سال حوزه

ناشر

دانشگاه مفید

نقد و بررسی

هیچ دیدگاهی هنوز نیست.

اولین نفری باشید که نظر می دهید “اصل عدم مداخله در اسلام و حقوق بین الملل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =